سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 290

صفحه 290

برنمی گردد که یک اشتراطی در واجب نفسی به وجود بیاورد. ایشان مثالهایی از قبیل وضو و امثال ذلک را ملاحظه کردند و خیال فرمودند که این یک ضابطۀ کلی است. بحث در باب مقدمۀ واجب اختصاص به مقدمات شرعیه ندارد. تازه همۀ مقدمات شرعیه هم معلوم نیست که مثل مسأله وضو در رابطۀ با نماز باشد.

ما در بحث مقدمۀ واجب یک بحث کلی داریم: مقدمه گاهی شرعی است، گاهی عقلی است، گاهی عادی است با آن خصوصیاتی که قبلا این بحث را ذکر کردیم. اصل این معنا که بخواهیم وجوب غیری را به اشتراط برگردانیم به این کیفیت، بگوییم: هر کجا یک مقدمه ای بود و این مقدمه وجوب غیری داشت؛ این معنایش این است که وجود ذی المقدمه در رابطۀ با مأموربه بودن، مقیّد به وجود«هذه المقدمه» است. بله، خارجا این طور است که تا مقدمه حاصل نشود، ذی المقدمه تحقق پیدا نمی کند. اما این معنایش این نیست که وجود مقدمه به صورت شرطیت در مأموربه بودن ذی المقدمه دخالت دارد. قبلا مثال زدیم اگر مولا گفت: «یجب الکون علی السطح و کون علی السطح بدون نصب سلّم لا یمکن» عادتا امکان ندارد. این معنایش چیست؟ معنایش این است که کون علی السطح به عنوان واجب غیری مطرح است، پس مأموربه اصلی مولا«کون علی السطح» به تنهایی نیست. «الکون علی السطح المقید بنصب السلم» این تقیید آیا لازمۀ مقدمیت است، لازمۀ وجوب غیری است؟ نه، هیچ لازمۀ وجوب غیری نیست. گفتیم که اگر مولا گفت: «یجب الکون علی السطح» اگر از این عبد سوال کردند: «ما هو المأموربه؟» مأموربه مولا چیست؟ این باید بگوید«الکون علی السطح المقید بنصب السلم» یا این که نه مأموربه«کون علی السطح» است«لیس الا» هیچ شرطی و هیچ قیدی ندارد. ولی درعین حال همین مأموربه که قید و شرطی ندارد اگر بخواهد در خارج تحقق پیدا کند، بدون نصب سلّم امکان عادی ندارد.

پس این که ما مسأله مقدمیت وجوب غیری را ملازم با مسأله تقیید و اشتراط بدانیم تا نتیجه این شود که شک در غیریت و نفسیت به این برگردد که آیا مأموربه که عبارت از آن واجب نفسی مسلم است در آن قیدی هست یا در آن قیدی نیست؟ تا شما اصالت البرائه را به عنوان این که امر دائر بین اقل و اکثر ارتباطی است، بخواهید جاری کنید. نه، این اصلا صغرای اقل و اکثر ارتباطی نیست؛ اقل و اکثر ارتباطی در آنجایی است که شک داشته باشید در جزئیت چیزی برای مأموربه یا شرطیت چیزی برای مأموربه، اما اینجا شک در شرطیت نداریم. شک در این داریم که مثلا نصب سلم، آیا وجوبش، وجوب غیری یا نفسی است. مثال را هم به وضو نمی زنیم که شما خیال کنید به عنوان یک قاعدۀ کلی در تمامی موارد مسأله وضو جریان دارد. لذا این اشکال که همان اشکال قبلی است و معنایش این است که ما منع صغری می کنیم اصلا«ما نحن فیه» ربطی به اقل و اکثر ارتباطی ندارد، صغرای اقل و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه