سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 300

صفحه 300

اما توجیه بالاترشان، این است، می فرمایند: این که گفتیم عقل در رابطۀ با مقدمه، استحقاق مثوبت و عقوبت را مطرح نمی کند، این در آنجایی است که مقدمه را«من حیث هو» ملاحظه کنیم، نفس مقدمه را، نفس مقدمه چون وجوبش وجوب غیری است و بعدا هم می گوییم: واجب غیری ملازم با توصلیت است و قصد تعبد و قصد قربت در آن اعتبار ندارد، این مقدمه«بما هی مقدمه»؛ یعنی ذات مقدمه، این«لا یترتب علیها استحقاق المثوبه»، اما اگر برای کسی داعی و محرک بر اتیان این مقدمات، شروع در موافقت امر نفسی باشد، که اگر بپرسند که چرا لباست را تطهیر می کنی؟ نمی گوید: برای این که دلم می خواهد لباسم طاهر باشد، نه، می گوید: لباسم را تطهیر می کنم برای این که در نماز از آن استفاده کنم، با این که این معنا ضرورت ندارد، آدم به هر داعی و به هر نیت لباسش را تطهیر بکند، با لباس طاهر می شود نماز خواند. حالا تطهیرش به چه نیتی واقع شده؟ به هر نیتی می خواهد واقع شده باشد.

اصل مقدمه«کون الثوب طاهرا» است، اما تطهیر ثوب ببینیم به چه داعی در خارج واقع می شود؟ اگر تطهیر ثوب«بما هو» بود، دلش می خواهد لباسش پاک باشد، کاری به نماز ندارد، اگر این بود، این «لا یترتب علیه استحقاق المثوبه»؛ اما اگر آمد تطهیر ثوب را به داعی شروع در کار ذی المقدمه و شروع در انجام ذی المقدمه و به داعی انجام ذی المقدمه این مقدمات را انجام داد، سبب می شود که غیر از مسأله«طهاره الثوب و تطهیر الثوب» یک عنوان دیگری به ذی المقدمه داده شود و آن عنوان «افضل الاعمال احمضها»، عنوان احمضیّت و اشقیّت، عنوان اشقیت موجب فضیلت می شود، عنوان اشقیت موجوب ترتب ثواب و استحقاق مثوبت است.

در حقیقت آنجایی که یک ذی المقدمه ای ده مقدمه دارد، ببینیم عبد این ده مقدمه را به چه داعی انجام می دهد؟ اگر این ده مقدمه هر کدام را به یک داعی مربوط به خودش انجام می دهد، کاری به مولا ندارد، ولو این که از نظر مقدمیت داعی فرق نمی کند، اما علت ایجادش در خارج، مسأله ای است که به امر مولا ارتباط ندارد، اینجاست که می گوییم: مقدمه«لا یترتب علیها استحقاق المثوبه»، اما اگر این مقدمات را یک یک، سؤال می کنیم برای چه این مقدمات را انجام می دهید؟ جواب می دهد برای این که بعد از این مقدمات تمکن پیدا کنم از این که امر نفسی مولا را موافقت کنم و برای موافقت امر نفسی مولا این کار را می کنم، اینجا است که ذی المقدمه قیافه اش عوض می شود، عنوان احمض الاعمال پیدا می کند، چرا؟ برای این که اگر این امر نفسی نبود، این مقدمات را انجام نمی داد. اگر این واجب نفسی نبود، سراغ یکی از این مقدمات هم نمی رفت، تنها این امر نفسی سبب شد که برای راه پیدا کردن به ایجاد این واجب نفسی این مقدمات را انجام بدهد، اینجا به عنوان «افضل الاعمال احمضها» یک عنوانی پیدا می شود و این عنوان موجب ترتب ثواب است و در باب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه