سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 327

صفحه 327

ذلک ابعاض متعدد داشته باشد.

آن وقت مرحوم محقق عراقی«ره» می فرمایند: اگر امر متعلق به یک مأمور به مرکب بشود و مأمور به ذات اجزاء، معتقدیم که این مسأله تبعض و به تعبیر دیگر انبساط امر بر أجزاء مأمور به است و در این جهت فرقی نمی کند که این امری که متعلق به مرکب ذات اجزاء است، امر نفسی باشد یا امر غیری، همان طوری که اگر امر متعلق به صلاه شود، می گوییم این امر متعلق به صلاه، بر ده جزء صلاه پخش می شود، منبسط می شود و متبعض می شود و هر جزئی اتصاف پیدا می کند«بانه معروض لبعض الامر» همان طوری که در امر نفسی می فرماید: این معنا را معتقد هستیم. در امر غیری هم همین طور است. خوب امر غیری متعلق به وضو شده، وضو هم ذات اجزاء است، وضو «غسلتان و مسحتان» است، مثلا چهار جزء برای وضو هست یا مثلا اگر هر دستی را یک جزء حساب کنیم تقریبا شش تا جزء برای وضو هست که حالا این دیگر فرقی در این جهت نمی کند.

پس وضو یک شیء مرکبی است. فرض کنید که وضو که چهار جزء است همین«غسلتان و مسحتان» این چهار جزء. می فرماید: جزء پنجمی هست به نام قصد قربت. به نام این که باید«غسلتان و مسحتان» به داعی امر متعلق به خودشان اتیان شود. پس در حقیقت، پنج چیز داریم: یک امر یعنی بعض الامر، متعلق به«غسل الوجه» است. یک بعض الامر، متعلق به«غسل الیدین» است. بعض الامر، متعلق است به«مسح الرأس» یک«بعض الامر» هم متعلق به«مسح الرجلین» است. «بعض الامر» به هر کدام از اینها تعلق دارد، آن وقت یک جزء پنجمی هم به نام«قصد القربه» وجود دارد.

معنای قصد قربت این است که«غسل الوجه» را به داعی امر متعلق به«غسل الوجه» أتیان کن؛ «غسل الیدین» را به داعی امر متعلق به آن أتیان کن، «مسح الرأس» را به داعی امر متعلق به آن أتیان کن، «مسح الرجلین» را هم به داعی امر متعلق به آن أتیان بکن. پس در حقیقت آن امر غیری مقدمی، متعلق به پنج جزء است چهار جزئش عبارت از اعمال وضو است یک جزئش هم عبارت از قصد قربت است.

امر غیری مقدمی به همین قصد قربت هم متعلق است یعنی یک بعضش به این تعلق گرفته اما این قصد القربه کأنّ ناظر به سایر اجزاء است. غسل الوجه معنایش معلوم است و سایر اعمال وضو هم معنایش معلوم است. «ما معنا قصد القربه»؟ می گوید: معنای قصد قربت این است به عنوان جزء پنجم که این هم ضرورت دارد. معنای قصد قربت این است که«غسل الوجه» را لازم است به داعی «بعض الامر» متعلق به خودش انجام بدهی. «لا ریاء» و نه برای این که صورتت را از گرما نجات بدهی، نه غسل الوجه باید به داعی بعض الامر متعلق به خودش باشد، غسل الیدین، باید به داعی بعض الامر متعلق به غسل الیدین باشد. نه ریاء نه برای تطهیر و خنک شدن«یدین» و نه برای مقاصد دیگر، باید داعی و محرک شما به انجام آن همان«بعض الامری» باشد که متعلق به«غسل الیدین»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه