سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 347

صفحه 347

نفسی استحبابی یا وجوبی باشد؟ بالاخره هم مستشکل و هم هر سه جوابی که از این مستشکل داده شده بود، نیاز عبادیّت عبادت را به امر، یک امر مسلّم و مفروغ عنه گرفته بودند.

جایی که امر نیست، عبادیّت تحقّق ندارد و همین طور در یکی از بحثهایی که آینده هم در پیش است و آن هم یک مشکلۀ عجیبی به وجود آورده، که بحث ترتّب است، در آنجا هم تمام اشکالات و تمام مصیبتها را این معنا به وجود آورده که عبادت نیاز به امر دارد و اگر امر نباشد، عبادیّت نمی تواند مفهومی داشته باشد. لذا در آن مسأله، مسألۀ صلاه و ازاله و مسألۀ اهم و مهم، اگر کسی امر به ازاله را مخالفت کند و به جای اشتغال به ازاله، اشتغال به نماز پیدا کند، با این که نماز به لحاظ عدم فوریّتش، واجب مهم است و ازاله به لحاظ فوریت وجوبش، واجب اهم است.

آنجا بحث شده که اگر کسی واجب اهم را ترک کرد و به جای او واجب مهم را انجام داد که در مثال معروف، صلاه به جای ازاله است، آیا این واجب مهم چون عبادت است می تواند صحیحا واقع شود؟ آنجا هم همین مشکله است که عبادت نیاز به امر دارد و امر به مهم نمی تواند با امر به اهم در یک آن مجتمع بشود، لذا مسألۀ ترتّب و مسألۀ طولیت را مطرح کرده اند. گفته اند: امر به ازاله به نحو مطلق و بدون قید و شرط مطرح است.

اما در امر به صلاه یک قیدی هست که آن قید، از امر به ازاله تأخّر دارد که عبارت از عصیان امر به ازاله است، مثل این که فرض کنیم مولا خودش از اول تصریح به این معنا کند که«یجب علیک ازاله النجاسه عن المسجد» و به دنبالش بگوید: «و ان عصیت و خالفت امر لازاله یجب علیک الصلاه انت مأمور بالصلاه» این به نحو ترتّب و طولیت است؛ یعنی در درجۀ اول، امر به ازاله است بدون هیچ قید و شرط، در درجۀ دوم امر به صلاه مطرح است. برای این که امر به صلاه، مشروط به عصیان است و عصیان هر امری متأخّر از آن امر است، کما این که اطاعتش هم تأخّر از امر دارد. اطاعت و عصیان «فرع للامر و متأخر عن الامر». آن وقت اگر امر به صلاه مقیّد به قید عصیان شد که عصیان تأخّر از امر به ازاله دارد، نتیجه این می شود که در رتبۀ متأخّره، امر به صلاه وجود دارد و چون امر به صلاه وجود دارد، لذا نماز به جای ازاله«تکون عباده صحیحه لتعلّق الامر بها».

البته این مسألۀ ترتّب را بعضی ها مثل مرحوم آخوند(ره) قبول ندارند و ممتنع می دانند. ما ان شاء الله در بخش خودش مفصّل بحث خواهیم کرد، لکن مقصود از بیان این مطلب این است که همین مشکله ای که اینجا در طهارات ثلاث، اساس و مبنای اشکال قرار گرفته، در باب ترتّب هم روی همین اساس و مبنا، مسألۀ ترتّب به وجود آمده و آن همه داد و قال دربارۀ نفی و اثبات مسألۀ ترتّب مطرح شده و آن این است که عبادت نیاز به امر دارد.

ببینیم آیا این مبنای مسلّمی است؟ از کجا این حرف آمده که عبادت«تحتاج الی الامر»؟ منتها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه