سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 358

صفحه 358

استحبابی نفسی است. نفس غسلتان و مسحتان یک امر نفسی استحبابی به آن متعلّق شده، اما آن که مقدمیّت برای نماز دارد، آن که وجوب شرعی غیری به آن تعلّق می گیرد، غسلتان و مسحتان فقط نیست، غسلتان و مسحتان بوصف کونها عباده. به عبارت روشن تر این طوری تعبیر می کنیم، متعلّق امر نفسی را با متعلّق امر غیری در مقام تعبیر بینشان تفکیک می کنیم، می گوییم: «ذات الوضوء متعلّقه للامر النفسی الاستحبابی» کاری به نماز ندارد. این یک عمل عبادی مستحب نفسی است.

آن وقت این عمل«بوصف کونه مستحبا نفسیّا» مقدمۀ برای صلاه است؛ یعنی غسلتان و مسحتان به تنهایی مقدمۀ نماز نیست، «غسلتان و مسحتان بوصف العبادیه، بوصف کونها مأمورا به بالامر الاستحبابی» این مجموع مقدمیّت برای نماز دارد. پس وجوب غیری به خود غسلتان و مسحتان متعلّق نیست. امر نفسی استحبابی به خود غسلتان و مسحتان متوجه است. اما وجوب شرعی غیری به این مجموع امر و مأموربه اول متعلّق می شود. آن که مهم است تفکیک کردن بین این دو متعلّق است. اگر این دو متعلّق یکی باشد، استحاله لازم می آید. اما اگر متعلّقها از هم جدا شد «الغسلتان و المسحتان مستحب و غسلتان و مسحتان مع وصف الاستحباب مقدمه للصلاه» و الاّ ذات غسلتان و مسحتان هیچ مقدمیّتی برای نماز ندارد. اگر کسی غسلتان و مسحتان را لا بوصف العبادیه اتیان بکند، مقدمۀ نماز تحقّق پیدا نکرده است.

(سؤال... و پاسخ استاد): قصد قربت داخل در دائرۀ استحباب نیست. امرش امر عبادی و استحبابی است، مثل وجوب نماز که شما می گویید: بنابر این که قصد قربت داخل در دائرۀ متعلّق نیست. مرحوم آخوند می فرماید: مستحیل است، عبادیّت صلاه را شما چه طوری درست کردید؟ امر صلاه به چه چیز متعلّق شده است؟ به همین اجزاء(به قول ایشان) بدون قصد قربت، منتها از خارج به هر طریقی به دست آوردیم که باید این اجزاء را شما در رابطۀ با امرش اتیان کنید؛ یعنی داعویّت امر باید محرّک اتیان این اجزاء شود بدون این که خود این داعویت هم داخل در اجزاء باشد، خود این داعویت هم مأموربه به امر صلاتی باشد. پس خیال نشود که هر کجا که مسألۀ عبادیّت را مطرح می کنیم، معنایش این نیست که عنوان عبادیّت هم«زائدا علی الاجزاء جزء للمتعلّق» بلکه عبادیّت، یک مسأله خارجی است.

نظیر این معنایی که در باب اجتماع حکمین در وضو ملاحظه فرمودید، اتفاقا در نماز ظهر نسبت به نماز عصر هم این معنا وجود دارد. اگر کسی از شما بپرسد: نماز ظهر متعلّق چه وجوبی است؟ شما در جواب چه می گویید؟ می گویید: متعلّق وجوب نفسی است. اول ظهر نماز ظهر به عنوان واجب نفسی مطرح است. اگر سؤالش را ادامه داد، گفت: آیا این نماز ظهر شرط برای نماز عصر نیست؟ چرا، پس مقدمۀ نماز عصر است. اگر مقدمۀ نماز عصر شد، بنابر قول به وجوب مقدمه،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه