سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 39

صفحه 39

نیست بر آن چیزی که وجودش بر آن متوقف است. آن چیزی که مقدمۀ وجودیۀ این واجب است و اگر آن نباشد، این واجب تحقق پیدا نمی کند، وجوبش بر آن توقف ندارد، تنها توقف در رابطۀ با وجود است و وجوب خارج از دائرۀ توقّف است. اما واجب مشروط، آن است که در هر دو طرف آن توقّف، وجود دارد. «ما یتوقّف وجوبه علی ما یتوقف علیه وجوده». توقف هم در ناحیۀ وجود مطرح است و هم در ناحیۀ وجوب مطرح است. ظاهر کلام مشهور این است که بین اطلاق و اشتراط، کانّ تضادّی قائل هستند. خود این تعریف بیانگر همین معناست.

به عبارت دیگر: در بحث دیروز گفتیم: مطلق و مشروط را با قطع نظر از مضاف الیه نمی توانیم بیان کنیم. اگر به ما گفتند: «صلاه، واجب مطلق أم واجب مشروط»؟ باید سؤال کنیم که صلاه را در رابطۀ با چه چیز و با اضافۀ به چه امر ملاحظه می کنید؟ لذا نمی توانیم در پاسخ بگوییم: صلاه، واجب مطلق است و یا واجب مشروط است بلکه باید طرف اضافه و مضاف الیه آن را در نظر بگیریم. به لحاظ طرف اضافه، جواب بدهیم، بگوییم: صلاه را به اضافۀ به چه چیزی حساب می کنید؟ اگر به اضافۀ به وضو و طهارت ملاحظه می کنید، واجب مطلق است. اما اگر با اضافۀ به وقت، ملاحظه می کنید، واجب مشروط است و هیچ مانعی ندارد که یک شیء، هم واجب مطلق باشد و هم واجب مشروط باشد«فی آن واحد» منتها با تعدّد اضافه ها، با تعدد مضاف الیه ها. مثل مسألۀ ابوّت و بنوّت است که زید می تواند در آن واحد، هم عنوان ابوّت داشته باشد نسبت به فرزند خودش و هم عنوان بنوّت داشته باشد نسبت به پدر خودش. اما در متضادان ولو اینکه اضافه ها هم متعدّد باشند و علل هم متعدّد باشند، «لا یعقل» در آن واحد دو شیء متضاد ولو به هر علت و با هر اضافه ای تحقق پیدا کند.

جسم در آن واحد، نمی شود هم معروض سواد باشد و هم معروض بیاض به هر علتی و با هر اضافه ای.

اما ظاهر تعریف مشهور این است که اینها با مسأله اطلاق و اشتراط برخورد تضاد کرده اند. از واجب مطلق، در هیچ جا به واجب مشروط تعبیر نمی کنند و از واجب مشروط هم به عنوان واجب مطلق، تعبیر نمی کنند بلکه بین اینها تضاد قائل هستند. در حقیقت، می خواهند بگویند: آن چیزی که وجوبش متوقّف باشد«علی ما یتوقف علیه وجوده، فهو الواجب المشروط» و اگر وجوبش متوقف نباشد«علی ما یتوقف علیه وجوده، فهو الواجب المطلق». اینها نمی خواهند بگویند: هر دو امکان دارد در یک جا جمع شوند.

چون ظاهر مشهور این است و از تعریف هم این معنا استفاده می شود که برخورد اینها با مسألۀ اطلاق و اشتراط به صورت تضاد است به اینها اشکال می شود که صلاه، واجب مطلق است یا واجب مشروط؟ اینها نمی توانند جواب دهند برای اینکه اگر صلاه را نسبت به طهارت حساب کنید، «لا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه