سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 410

صفحه 410

مقدمیت برای حفظ نفس محترمه دارد. اگر مقدمیت آن را توجه نداشته باشد، نسبت به خود ذی المقدمه یعنی حفظ النفس، انقاذ الغریق، التفات دارد، توجه دارد اما این که این دخول در ملک غیر که قبلا حرام بود، الان عنوان مقدمیت برای آن پیدا شده و با توجه به مقدمیت دیگر آن حرمت را از دست داده و وجوب غیری پیدا کرده این معنا را به آن توجه ندارد و خیال می کند این همان مسألۀ قبلی است این همان دخول در ملک غیر یک ساعت پیش است. لذا وقتی که وارد در ملک غیر می شود به این صورت وارد می شود که یتخیل و یعتقد که این عملش عمل حرام است و این دخول در ملک غیر مثل دخول در ملک غیر در موارد دیگر است که مسألۀ مقدمیت مطرح نیست. اگر با این دید به مقدمه نگاه کند که در حقیقت عنوان مقدمیت به طورکلی غیر ملتفت الیه و مغفول عنه باشد، اینجا در رابطۀ با مقدمه یک تجری تحقق پیدا می کند نه عصیان. عصیان معنایش این است که انسان مخالفت یک تکلیف تحریمی را در مثل«ما نحن فیه» داشته باشد. وقتی که قایل شدیم به این که حرمتی در بین نیست، حرامی در بین نیست لذا عصیان تحقق ندارد؛ اما این شخص روی عدم التفات به مقدمیت، مثل آن کسی که«یشرب الماء باعتقاد انه خمر» آن کسی که«یشرب الماء باعتقاد انه خمر متجر» و احکام تجری بر او بار می شود اما این اعتقاد، عصیان درست نمی کند برای این که واقعیت عمل، شرب الماء است و در ما نحن فیه واقعیت عمل أتیان به یک واجب غیری است منتها او توجه به مقدمیت ندارد خیال می کند که دارد عمل حرام انجام می دهد.

در نتیجه بنابر قول مشهور در جمیع فروض دخول در ملک غیر، عنوان واجب غیری صدق می کند و در هیچ صورتی مسألۀ معصیت و عصیان نیست فقط در بعضی از صور عنوان تجری تحقق پیدا می کند و مسائل تجری پیاده می شود. تنها در یک صورت، (صورت دیگر را هم بعد بیان می کنیم که محل اشکال است) اگر این مقدمه را أتیان کرد این عمل واجب غیری را انجام داده و آن جایی است که باید چند خصوصیت وجود داشته باشد: اولا باید التفات به مقدمیت این مقدمه داشته باشد. اولین شرط و اولین قدم در مسألۀ قصد توصل به مقدمه الی ذی المقدمه توجه به خود مقدمیت است. اگر کسی به مقدمیت مقدمه توجه نداشته باشد دیگر اصلا نوبت نمی رسد که قصد توصل به این مقدمه الی ذی المقدمه داشته باشد. لذا باید اولا توجه به مقدمیت مقدمه داشته باشد. دوم قصد انجام مقدمه را داشته باشد. سوم به دنبال این مقدمه بخواهد ذی المقدمه را انجام بدهد. برای اینکه گفتیم: در قصد توصل در حقیقت دو اراده وجود دارد: یکی اراده المقدمه و یکی اراده ذی المقدمه. در ما نحن فیه خیلی این مسأله فرقی نمی کند، چون مقدمۀ منحصره است. اما در بعضی از موارد یک خصوصیت دیگر هم هست و آن این است که از طریق همین مقدمه بخواهد ذی المقدمه را انجام دهد نه از طرق دیگر و راههای دیگر منتها چون در ما نحن فیه، مقدمه، مقدمۀ منحصره است لذا راههای دیگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه