سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 449

صفحه 449

اینها ملاحظه شود، ملاحظه می کند، ذات این مقدمه را به تنهایی جدای از مقدمات دیگر، مقدمۀ دوم را هم به تنهایی، جدای از مقدمۀ اولی و سایر مقدمات، اگر مقدمات را اینطور ملاحظه کند، ایشان می فرماید: وجدانا هم همین طور است، یک مطلب ادعایی و مطلب تخیّلی نیست، خود انسان هم وقتی که فرزندش را یا مولا عبد خودش را مأمور می کند به یک ذی المقدمه ای که دارای مقدمات متعدده است، وجدانا اینطور است که وقتی هر مقدمه ای را جدای از دیگر مقدمات ملاحظه می کند، می بیند هیچ گونه اراده ای ولو ارادۀ غیری به چنین مقدمه ای تعلق نمی گیرد، هیچ گونه محبوبیتی ولو محبوبیت غیریه نسبت به این مقدمه ای که منفک است از مقدمات دیگر و جدای از مقدمات دیگر ملاحظه شده، وجود ندارد، کانّ چنین مقدمه ای یک چیزی است اجنبی و غیر مرتبط به اراده و بعث و ایجاب مولا.

اما همین مقدمه را وقتی که با سایر مقدمات باهم ملاحظه می کند و لا محاله وقتی که مقدمات را باهم ملاحظه کرد باید آن سنخیت و ارتباط بین این مقدمات و رابطۀ بین اینها را هم در نظر بگیرد، ملاحظه می کند می بیند تنها جهتی که این مقدمات را باهم نزدیک می کند و باهم مرتبط می کند آن ارتباطی است که این مقدمات با ذی المقدمه دارند، جهت جامعه ای غیر از این، بین مقدمات وجود ندارد، جهت جامعشان این است که اگر اینها دست به دست هم دادند منظمّ به هم شدند و همه در خارج تحقق پیدا کرد، آن وقت است که مطلوب نفسی مولا می تواند تحقق پیدا کند، مراد به ارادۀ نفسیه اش می تواند در خارج وجود پیدا کند. چون اگر شیء ده مقدمه هم داشته باشد و نه مقدمه هم وجود پیدا کند، باز«لا یمکن» که به دنبال نه مقدمه ذی المقدمه تحقق پیدا کند، باید همۀ ده مقدمه تحقق پیدا بکند. لذا وقتی که ارتباط و سنخیت و جهت جامع بین این مقدمات را لحاظ می کند، چیزی جز این مطلب نیست که به دنبال این مجموعه، ذی المقدمه می تواند تحقق پیدا کند.

در این دید و در این لحاظ، ارادۀ غیریه مولا و وجوب غیری اش به مقدمات تعلق می گیرد.

می بیند مقدمات را می خواهد، دلش می خواهد این مقدمات تحقق پیدا بکند، برای اینکه به دنبال این مقدمات تنها امکان تحقق مراد نفسی و مطلوب نفسی فراهم است. پس در اینجا در این دید و در نگاه دوم، وجوب غیری متعلق به ذات مقدمه متعلق است. نمی گوید: واجب غیری عبارت است از مقدمۀ، مقیدا بالایصال. نمی گوید: در واجب غیری، قید ایصال، مدخلیت دارد، بلکه واجب غیری، همان ذات مقدمه و نفس مقدمه است، اما در چه بعدی و با چه دیدی این مقدمه ملاحظه شده است، آن دید ارتباطی که دید ارتباطی منفک از مسألۀ ایصال الی ذی المقدمه و ترتب ذی المقدمه بر مقدمه نیست، اما اگر با این دید مولا مقدمه را واجب قرار بدهد، معنای آن این نیست که واجب را مقیّد کرده است، متعلق وجوب غیری را مقیّد کرده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه