سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 458

صفحه 458

مولا دارد یا وجودش از نظر مولا«کالحجر فی جنب الانسان» است؟ اثری بر آن بار نشده است، فایده ای بر آن مترتب نشده است. لذا مهمترین دلیل صاحب فصول در مقام اثبات احالۀ به وجدان و قضاوت و صراحت وجدان است، به این کیفیتی که ملاحظه کردید.

مرحوم آخوند ضمن این که از ادلۀ صاحب فصول جواب می دهند، که آنها خیلی مهم نیست. از این وجه اخیر دو جواب می دهند، مرحوم آخوند، این مسألۀ مقدمۀ موصله را مفصل مطرح کرده اند.

یک جوابشان مبتنی بر همان برداشتی است که از کلام صاحب فصول کرده اند. گفتیم که ایشان مقدمۀ موصلۀ در کلام صاحب فصول را این طوری معنا کرده است، یعنی مقدمه ای که خودش ایصال بذی المقدمه داشته باشد، مقدمه ای که اثر تکوینی آن ایصال به ذی المقدمه باشد. و لذا فرمودند: این اختصاص دارد به علّت تامه آن هم نه اجزاء علت تامه، مجموعۀ علّت تامه، آن هم نه در تمامی واجبات، در خصوص واجبات تولیدیه و تسبیبیه که بعد از آن که علّت تامه اش تحقق پیدا کرد، دیگر ذی المقدمه قهرا و خواه ناخواه بر مقدمه ترتب پیدا می کند و حتی ارادۀ مکلف هم دیگر هیچ گونه دخالت ندارد، دیگر اختیار از مکلف هم سلب می شود. وقتی که نار را ایجاد کرد و علت تامۀ احراق تحقق پیدا کرد، دیگر انسان نمی تواند به نار بگوید: صبر کن که من ارادۀ احراق بکنم! وقتی که نار وجود پیدا کرد، مقتضی شرط، عدم المانع و همۀ خصوصیات علت تامۀ احراق وجود پیدا کرد، لا محاله«یترتب علیه احراقه قهرا» ایشان مقدمۀ موصلۀ در کلام صاحب فصول را این طوری معنا کردند. و لذا اینجا به ایشان اشکال می کنند که غرض از مقدمه نمی شود ایصال باشد، غرض از مقدمه این است که انسان با وجود مقدمه«یتمکّن من الوصول الی ذی المقدمه» و این تمکّن دربارۀ هر مقدمه ای وجود دارد، آنجایی که به دنبال نصب سلّم«کون علی السطح» هم بار نشود، لکن مقدمه مؤثر در اثر خودش بود، اثرش این بود که با این نصب سلّم مکلف می توانسته از اینکه«کون علی السطح» را ایجاد کند و اگر این نصب سلّم نبود عادتا امکان نداشت و محال عادی بود که«کون علی السطح» محقق بشود. لذا می فرمایند قبول نداریم که غرض و اثر مترتب بر مقدمه، موصلیت باشد، بلکه غرض و اثر، تمکّن از وصول به ذی المقدمه است و این تمکّن فی جمیع المقدمات، در جمیع اجزاء علت تامه، در واجبات تولیدیه و غیر تولیدیه، همه تحقق دارد.

لکن این جواب اول مبتنی بر همان سوء برداشتی است که ایشان از کلام صاحب فصول کردند.

صاحب فصول موصلیت را وصف تکوینی و قهری مقدمه قرار نداد، بلکه موصلیت به عنوان یک قید در واجب غیری مطرح است، مثل«صل مع الطهاره» همانطوری که طهارت به عنوان قیدیت برای صلاه مطرح است، یعنی«یجب للمکلف» این که هم نماز بخواند و هم برای نمازش تحصیل طهارت کند. در باب مقدمۀ موصله هم مسأله اینطور است، آنچه که بر مکلف واجب است، برحسب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه