سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 464

صفحه 464

بگوید: وجوب غیری«یترتب علی نفس المقدمه مطلقا» که هیچ گونه مسألۀ توصل الی ذی المقدمه در این رابطه مطرح نیست یا اگر توصل الی ذی المقدمه را مطرح کرد، دیگر غیر از مسألۀ قیدیت راه دیگری تصور نمی شود. شبیه همان جوابی که از محقق حائری(ره) و محقق عراقی(ره) دادیم که چطور می گویید به مقدمه با لحاظ ایصال متعلق است، اما ایصال قیدیت ندارد؟ یا باید حرف مشهور را بزنید و بگویید: مطلق المقدمه، پس لحاط ایصال چه نقشی دارد؟ اگر می خواهید برای لحاظ ایصال نقش قائل شوید در مقابل مطلق، دیگر مقید است. یک چیز سومی نداریم، یک امر سوّمی که نه مطلق باشد و نه مقیّد باشد، با توجه به حاکمیت عقل نمی توانیم چنین چیزی را مطرح کنیم.

لذا به صاحب کفایه مرحوم آخوند(ره) عرض می شود که اگر برای غایت، نقشی قائل شدید و غایت را هم عبارت از توصل قرار دادید، نه تمکّن از توصل بلکه نفس توصل را غایت قرار دادید، چاره ای نیست جز این که این توصل به صورت قیدیت مطرح باشد و غیر از مطلق و مقید نمی توانیم یک امر سومی تصور کنیم.

پس این که شایع شده که جهات تعلیلیه غیر از جهات تقییدیه است و در جهات تعلیلیه، تقیید وجود ندارد، در رابطۀ با مسائل عرفی و احیانا مسائل شرعی که عقل در آن مطرح نباشد، است اما آنجایی که مسأله، ارتباط مستقیم به عقل دارد ولو این که طرفینش هم دو حکم شرعی است؛ اما ملازمه عقلی محض است؛ در اینجا نمی توانیم بین جهات تعلیلیه و جهات تقییدیه فرق بگذاریم. یا برای این غایت و توصل الی ذی المقدمه نقشی قائل نباشید، این رجوع به حرف مشهور می کند، تسلیم کلام صاحب فصول است و اگر برای این توصل، نقشی قائل باشید که وجدانا هم همین طوری که صاحب فصول می گوید، نقش از نظر عقل مطرح هست، این وجدانا اینطور است. اگر از کسی بپرسند که آیا نصب سلّم«غیر ما یترتب علیه الکون علی السطح» را به ارادۀ غیریه می خواهید؟ جواب می دهد که نصب سلّم که«لا یترتب علیه الکون علی السطح» را من لازم ندارم، من کون علی السطح را می خواهم، نصب سلم مجرد، مورد ارادۀ من نیست؛ ولو ارادۀ غیریه. لذا با این مراحلی که پشت سر گذاشتیم، به نظر می رسد اگر در بحث مقدمۀ واجب، اصل ملازمه را بپذیریم که نزاع اصلی روی اصل ملازمه و عدم ملازمه است و شاید آنجا اصل ملازمه را قبول نکنیم، اما اگر اصل ملازمه را پذیرفتیم به نظر می رسد که کلام صاحب فصول با این سیری که در کلام ایشان کردیم و همۀ اشکالات را از ایشان نفی کردیم و مراد از کلام ایشان را توضیح دادیم و انصافا آن دلیل اخیرش هم مسألۀ وجدانا قابل جواب نیست، اگر ملازمه پذیرفته بشود«الحق مع صاحب الفصول.»

بحث در این است که در مقدمۀ واجب، اصولا ملازمه را می پذیریم یا نه؟ چون هنوز به اصل بحث نرسیدیم و این را در آینده مطرح می کنیم که آیا عقل حکم به ملازمه دارد بین وجوب نفسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه