سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 515

صفحه 515

وقتی که به باب وضو می رسد، بنابر قول به ملازمه می تواند در رساله اش بنویسد که«الوضوء واجب شرعا» اما اگر قائل به ملازمه نشد چطور؟ باید به لابدّیت عقلیه حکم کند و به تعبیر دیگر به لزوم عقلی، لقائل ان یقول که چه ثمرۀ عملیه ای بر خود این معنا مترتب است؟ بالاخره باید وضو گرفت یا نه؟ کسی نیامده بگوید: ضمن اینکه وضو مقدمیت دارد، لازم نیست که انسان برای نماز وضو بگیرد. بالاخره کون علی السطح نیاز به نصب سلم دارد و هیچ کسی هم نیست که بگوید که «نصب السلم لا یکون لازما» حالا این همه بحث کنیم که آیا این لزومش یک لزوم مولوی مربوط به آمر و در شریعت مربوط به شارع است، یا لزومش یک لزوم عقلی است؟ علی ای حال کسی که می خواهد کون علی السطح را در خارج ایجاد کند، باید نصب سلم بکند چه این بایدش باید مولوی باشد یا باید عقلی باشد، این چه ثمرۀ عملی بر آن ترتب پیدا می کند و چه فایدۀ عملی بر آن بار می شود؟ این یک شبهه ای است که شاید در کثیری از اذهان این شبهه وجود داشته باشد.

یک مطلبی را مرحوم شیخ ضیاء الدّین(ره) برای حل این شبهه و به عبارت روشن تر: برای ترتب یک ثمرۀ عملی بر مسألۀ وجوب شرعی مقدمه، ذکر فرموده اند که اگر ما بخواهیم به نفس مقدمه و وجوب شرعی و لابدّیت عقلیۀ مقدمه نگاه کنیم، اینجا هیچ ثمرۀ عملی بر آن ترتب پیدا نمی کند برای این که چه فرق می کند در لزوم اتیان به مقدمه، لزومش را مربوط به شارع بدانیم یا لزومش را از راه لابدیت عقلیه قائل شویم؟ هیچ فرقی نمی کند اما اگر یک سری مسائل دیگر را در کنار این مسأله قرار دهیم با توجه به آن مسائل، یک ثمرۀ عملیه بر این ترتب پیدا می کند و در مواردی می توانیم از نظر عمل، فوائدی را بر این مترتب بکنیم. از جمله؛ اگر مقدمه وجوب پیدا کرد درست است که وجوب مقدمی، وجوب توصلی است و قصد قربت در آن اعتبار ندارد مثل سایر واجبات توصلیه که در تحقق موافقت و اطاعتش، قصد قربت ضرورت ندارد؛ اما درعین حال، در واجبات توصلیه با این که قصد قربت ضرورت ندارد، اما اگر کسی قصد قربت کرد، این واجب توصلی قیافۀ عبادت پیدا می کند، صلاحیت مقرّبیت در آن پیدا می شود مثل مسألۀ اداء دین. اداء دین، یک واجب توصلی است، اگر کسی از ترس آبروی خودش هم اداء دین کند، نه برای خدا، دینش اداء می شود، واجب تحقق پیدا می کند. اما اگر اداء دین توأم با قصد قربت شد و به داعی قربت تحقق پیدا کرد، این اداء دین عبادت می شود، این موجب تقرب خواهد بود.

ایشان می فرماید: در باب مقدمه هم همین معنا را پیاده می کنیم می گوییم که«اذا کانت المقدمه واجبه شرعا» درست است که وجوبش توصلی است و در اطاعتش قصد قربت اعتبار ندارد، لکن اگر کسی دلش خواست که قصد قربت کند و به انگیزۀ الهی انجام بدهد، این مقدمه، چهرۀ عبادیت پیدا می کند، عنوان مقربیت در آن پیدا می شود. تا اینجا بنابراین که قائل به وجوب مقدمه شویم؛ اما اگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه