سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 529

صفحه 529

عقلیه است؛ احکام شرعیه به حدوث الشریعه حادث می شود؛ احکامی را که اسلام آورده، این احکام در اسلام حادث شده، اگر فرض کنید که یک سابقه ای در انبیاء گذشته و ادیان گذشته داشته، در زمان همان نبی سابق، این حکم حادث شده است. بالاخره آن روزی که خداوند، آدم و حوا را خلق کرد، قطعا نماز واجب نبود. نماز که واجب نبود، وضو هم قطعا واجب نبود. حالا که اسلام«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» را آورد و وجوب نماز را بر طبق آیات متکرره و متکثره ثابت کرد؛ ما شک داریم که آیا وضو هم واجب است یا واجب نیست؟

اگر خدشه ای در مثال وضو به ذهن شما می آید که آیۀ وضو هم وارد شده، مثال را از حج می زنیم.

خداوند فرمود: «لِلّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً» قبل از این که این تکلیف بیاید، نه حجی واجب بود و نه مقدماتش، حالا که این تکلیف آمد، نسبت به حجش، مسلّما وجوب شرعی دارد اما نسبت به مقدمات، شک داریم در این که وجوب دارد یا ندارد؟ اینجا ابتداء به نظر می رسد که استصحاب عدم وجوب جریان پیدا بکند، بگوییم: قبل از آنکه ایجاب حج از ناحیۀ شارع بشود بلا اشکال مقدمات حج، لزوم شرعی نداشت، حالا که ایجاب حج از ناحیۀ شارع شده، شک می کنیم که آیا مقدماتش وجوب شرعی دارد یا وجوب شرعی ندارد؟ چه مانعی دارد که استصحاب عدم وجوب مقدمات حج را جاری کنیم؟

این استصحاب مطرح است، لکن چند اشکال مهم به این استصحاب وارد شده که بعضی از این اشکالات قابل جواب است لکن بعضی هایش یک مقدار محل تأمّل و اشکال است. اگر یکی از این اشکالات به این استصحاب وارد بشود، کافی است که جلوی جریان این استصحاب هم گرفته بشود و نتیجه این بشود که نه در اصل مسأله، استصحاب جریان پیدا کند و نه در نتیجه المسأله استصحاب جریان پیدا بکند. اشکالات ثلاثه است، دوتا را مرحوم آخوند در کفایه ذکر کرده اند. یکی را خیلی مختصر با بعضی از اختلاف نسخه ها، مطرح می کنیم.

اولین اشکال را گفته اند: این طور نیست که هر کجا یک حالت سابقه پیدا کردید فوری بگویید:

پس استصحابش بلامانع است، بلکه استصحاب هم شرائط دارد؛ صرف وجود حالت سابقه برای جریان استصحاب کافی نیست. یک شرط مهمی که در جریان استصحاب علاوۀ بر حالت سابقه اعتبار دارد این است که گفته اند: مستصحب یا باید خودش مجعول شرعی باشد و یا موضوع برای یک اثر شرعی باشد، یا خودش حکم باشد که حکم مجعول شرعی است مثل این که شما بقای وجوب صلاه جمعه را استصحاب کنید بگویید: «صلاه الجمعه فی عصر الظهور کانت واجبه و فی عصر الغیبه نشک فی بقاء وجوبها فنستصحب الوجوب»، وجوب صلاه جمعه مجعول شرعی است و یا اگر خودش مجعول شرعی نیست باید یک اثر مجعول شرعی داشته باشد مثل این که اگر حیات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه