سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 543

صفحه 543

جریان استصحاب نخواهد بود.

اما اگر دایرۀ ملازمه توسعه داشت، بین الفعلیتین هم ملازمه تحقق دارد. شما یقین به تحقق یکی از این دو طرف ملازمه دارید. وجوب صلاه، نه تنها در مرحله واقع ثابت است، بلکه وجوب ذی المقدمه، به مرحله فعلیت رسیده و این فعلیت هم برای شما معلوم و مشخص است. این علم به فعلیت وجوب ذی المقدمه را، به این معنا ضمیمه کنید که اگر ملازمه وجود داشته باشد، حتی در مرحلۀ فعلیت هم وجود دارد، دایرۀ ملازمه، توسعه دارد که برگشتش به این می شود، که شما طبق یک تقدیر، عالم به فعلیت وجوب وضو هستید، «و هو تقدیر ثبوت الملازمه»، یعنی الان نمی توانید، بگوید: «انا اعلم» به این که وجوب وضو«لیس بفعلی لی مطلقا» و این شرط جریان اصل عملی است.

اما دلیل اینکه نمی توانید، بگویید برای این است که شما طبق یک تقدیر، می توانید علم به عدم فعلیت را پیاده کنید و آن صورت عدم الملازمه است که بگویید: درست است که وجوب ذی المقدمه فعلی است، لکن ملازمۀ بین وجوب فعلی ذی المقدمه و وجوب فعلی مقدمه را قبول نداریم. اما طبق فرض دیگرش چه طور؟ اگر ملازمه باشد و طرفین ملازمه هم فعلیّتین است و شما هم علم به تحقق احد طرفی الملازمه دارید. نتیجه این می شود که«علی هذا التقدیر» علم به فعلیت وجوب مقدمه دارید و با علم به فعلیت وجوب مقدمه، «و لو فی احد التقدیرین» استصحاب عدم وجوب جاری نمی شود. اصل عملی باید آنجایی باشد که قسم بخورید، قسم حضرت عباس که حکم واقعی اینجا نیست. نسبت به شرب توتون، انسان قسم می خورد که حکم واقعی، یا نیست، یا اگر هم باشد، قطعا در اینجا پیاده نمی شود و تحقق ندارد. این با«اصاله الحلیه» سازگار است.

اما در ما نحن فیه مسأله دو شعبه پیدا می کند: طبق یک شعبه اش فعلیت نیست، طبق یک شعبه، علم به فعلیت است. و چون طبق یک شعبه، علم به فعلیت است، «لما صحت التمسک بالاصل» شما نمی توانید تمسک به استصحاب کنید. استصحاب باید توأم با قطع به عدم فعلیت حکم واقعی باشد، «علی جمیع التقادیر» نه«علی تقدیر دون تقدیر» و شما در اینجا طبق یک تقدیر، می دانید حکم واقعی فعلیت ندارد. آنجایی که ملازمه نباشد فعلیت وجوب مقدمه نیست اما اگر ملازمه باشد، دایرۀ ملازمه فعلیین را هم بگیرد، شما هم علم به احد طرفی الملازمه دارید، باز هم می توانید بگویید:

«نعلم بعدم فعلیه وجوب الوضوء مطلقا» و تا این«نعلم» پیاده نشود، استصحاب نمی تواند جریان پیدا کند.

به نظر من این از دقایق بسیار عجیبی است که این مرد بزرگ به آن توجه کرده اند و کلام مرحوم محقق خراسانی(ره) را به این صورت توضیح داده اند و الاّ در بادی نظر، ادعای قائل به ملازمه، با جریان اصل چه ارتباطی دارد؟ قائل به ملازمه در مسیر خودش حرکت می کند، مجری استصحاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه