سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 611

صفحه 611

به عبارت دیگر امام بزرگوار می فرماید: این مطلبی را که شما در باب افعال تولیدیه ذکر می کنید که اراده را جزء مکمّل علت تامه نمی دانید و بعد الاراده یک شیء دیگری وجود پیدا می کند که بلافاصله ذی المقدمه مترتّب بر آن می شود، ایشان می فرماید: همه افعال این طور است، نه تنها افعال تولیدیه این چنین باشد. چطور؟ بیان ذلک: ما دیگر فعلی اختیاری تر و غیرتولیدی تر مثلا از شرب الماء نداریم. انسان شرب الماء را اراده می کند، غرضش متعلّق به شرب الماء می شود، ایشان می فرماید: اینجا مسأله را تحلیل کنیم، ببینیم که تقدّم و تأخّر با چه چیزی است و آخر کار، چه چیزی نقش در تحقّق شرب الماء دارد؟ ایشان می فرماید: مسأله این طور است؛ کسی که شرب الماء را اراده می کند، فرض کنیم در حالی که ظرف آب هم در محضر آن حاضر است، لیوان پر از آب جلوی آن هست«و هو یرید شرب الماء»، اولین چیز، اراده شرب الماء است. آن اول باید شرب ماء را اراده کند.

به دنبال ارادۀ شرب الماء، دستش به طرف ظرف آب دراز می شود. ظرف آب را برمی دارد، مقابل دهان می آورد، اینها همه مقدمات خارجیه است. دراز کردن دست به طرف ظرف آب، این یک مقدمه. بلند کردن ظرف آب و محاذی دهان قرار دادن، این مقدمه اخری. بعد هم این آب را در دهان می ریزد باز هنوز شرب الماء تحقّق پیدا نکرده است. آب که در دهان واقع شد، باید آن آلاتی که در معده برای بلع ماء است، آماده شود، وقتی که آن آلات مهیّا شد، یتحقّق الشرب قهرا، دیگر لا محاله شرب تحقّق پیدا می کند. تا قبل از آن، مقدماتی تحقّق پیدا کرده، اما کامل نشده است. کمال این مقدمات به تحقّق آخرین مقدمه است. آخرین مقدمه مهیّا شدن مثلا آلات بلع و باز شدن گلو برای نوشیدن و بلع الماء است. وقتی که آن مقدمه تحقّق پیدا کرد، لا محاله یتحقّق الشرب. پس در شرب الماء اراده جایگاهش کجاست؟

مرحوم آخوند که می فرماید: جایگاه اراده، آخر همه است و به عنوان جزء مکمّل علت تامه است، ما وجدانا می بینیم که مسأله این طور نیست. در اینجا اراده قبل از همۀ افعال تحقّق پیدا می کند و اگر مثلا بخواهیم حرف خود مرحوم آخوند را بزنیم، در آن اول باید اراده به ذی المقدمه تعلّق بگیرد، بعد از اراده متعلّقه به ذی المقدمه اراده متعلّقۀ به مقدمات، ترشّح پیدا کند. اگر عنوان ترشّح را ولو این که ما به آن معنای ظاهر لفظش نپذیرفتیم، اما وقتی خود ایشان مکرّر این عنوان را به کار می برند، حداقل این مقدار را دلالت دارد که اراده متعلّقه به ذی المقدمه قبل از ارادۀ متعلّق به مقدمه است. این مقدارش را که دیگر نمی شود انکار کرد. آن اراده به ذی المقدمه تعلّق می گیرد بعد می آید سراغ مقدمات واحدا بعد آخر و یکی پس از دیگری. تا اراده اش متعلّق به شرب الماء نشود، هیچ وقت دست به طرف ظرف آب دراز نمی کند. باید تصمیم و شوق او نسبت به شرب الماء به مرحلۀ اراده برسد، بعد بیاید سراغ مقدمات، دست دراز کند و ظرف آب را بردارد و ظرف را محاذی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه