- مقدمه ی ناشر گذری کوتاه بر زندگینامه ی مؤلّف 1
- مقدمه مؤلّف 5
- فصل اوّل: ثواب گریستن در مصائب امام حسین علیه السلام 7
- فصل دوّم: گریه کردن انبیاء جهت امام حسین علیه السلام 18
- فصل سوّم: گریستن امام رضا علیه السلام در مصائب امام حسین علیه السلام 41
- فصل چهارم: وداع امام حسین علیه السلام با اهل بیت 52
- فصل پنجم: حدیث پیغمبر صلی الله علیه و آله در مصائب امام حسین علیه السلام 65
- فصل ششم: فضیلت عزاداری برای امام حسین علیه السلام 78
- فصل هفتم: ثواب گریستن بر امام حسین علیه السلام 87
- فصل هشتم خبر شهادت امام حسین علیه السلام توسط حضرت علی علیه السلام 104
- فصل نهم: شأن نزول سوره هل اتی (روزه گرفتن اهل بیت علیهم السلام ) 120
- فصل دهم: فضائل پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهماالسلام 130
- فصل یازدهم: شهادت حضرت قاسم علیه السلام 145
- فصل دوازدهم: گریه کردن حضرت زهرا علیهاالسلام در مصیبت امام حسین علیه السلام 156
- فصل سیزدهم: ملائکه حرم امام حسین علیه السلام 173
- فصل چهاردهم: ثواب سلام دادن به اباعبداللّه در وقت خوردن آب 193
- فصل پانزدهم: ترجمه قسمتی از زیارت ناحیه مقدسه 222
- فصل شانزدهم: داستان آهویی که به پیغمبر صلی الله علیه و آله پناه آورده بود 253
- فصل هفدهم: غارت کردن و آتش زدن خیمه ها 264
- فصل هجدهم: حمله اعراب به ایران و اسیر شدن شهربانو 276
- فصل نوزدهم: جریان اهل بیت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام 287
- فصل بیستم: در بیان عدد اولاد امام مظلوم علیه السلام 295
- فصل بیست و یکم: ثواب زیارت امام حسین علیه السلام و مجلس عزاداری 303
- فصل بیست و دوّم: ورود اهل بیت به مدینه منوره 316
- فصل بیست و سوّم: اسیری اهل بیت در مرتبه دوّم و شهادت حضرت زینب علیهاالسلام 328
- فصل بیست و چهارم: در شهادت رقیه دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله 336
- فصل بیست و پنجم: در وفات سلمان فارسی رحمه الله 343
- فصل بیست و ششم: در وفات ابوذر غفاری رحمه الله 352
- فصل بیست و هفتم: ذکر بعضی از سادات بنی حسن و شهادت ایشان در صحرای فخ 359
- فصل بیست و هشتم: حکایت سدیف شاعر و احمد سفاح و قلع و قمع بنی اُمیّه لعنهم اللّه 366
- فصل بیست و نهم: در احوال شریف امام نهم امام محمد تقی علیه السلام 376
- فصل سی ام: فضائل و احوالات شریفه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام 387
- فصل سی و یکم: در شهادت صدیقه کبری علیهاالسلام 394
بیاذن، داخل می شدند و به این سبب آن را دروازه ساعات نامیدند والا سابق دروازه حلب می گفتند و از آن صعب تر آن که حضرت فرمود: اول صبحی بود که ما را وارد شام نمودند و قریب به غروب بود که این عیال برهنه و اسیران گرسنه را به در خانه یزید لعین رسانیدند و در این مدت، ایشان را در کوچه ها و بازارهای شام می گردانیدند و از این عظیم تر آن که در مقتل ابو مخنف نوشته است بعد از آن که سر مطهر جناب سیدالشهداء علیه السلام را وارد شام نمودند شهرروزی می گوید که: آن سر را بر نیزه بلندی نصب کرده بودند چون به محاذی قصری رسیدند که پنج زن در آن ساکن بودند و در میان آنها زنی بود که از پیری، پشت او خمیده شده بود. «فَوَثِبَتِ الْعَجُوزَهُ وَ اَخَذَتْ حَجَرا وَ ضَرَبَتْ بِهِ عَلی وَجْهِ الْحُسَیْنِ علیه السلام ».(1) آه آه آن ملعونه برخاست و سنگی برداشت بر صورت منور امام علیه السلام زد. و در روایتی آن سر منور بر زمین افتاد و صدای گریه زنان و طفلان بلند شد. پس ام کلثوم فرمود: خدایا؛ آن قصر را خراب کن و اهلش را هلاک نما. هنوز دعای آن مظلوم تمام نشده بود که آن قصر خراب شد و اهلش هلاک شدند با جمع کثیری از خلق. «جَمَعَهُمُ اللّهُ فِی الْجَحیمِ وَ اَذاقَهُمُ الْحَمیمَ».
1- . ذریعه النجاه / 386 - در عوالم العلوم 11 / 974 ح 2 این قضیه را به حضرت زینب علیهاالسلام نسبت داده اند.