انوار الشهاده فی مصائب عتره الطاهره صفحه 285

صفحه 285

بیاذن، داخل می شدند و به این سبب آن را دروازه ساعات نامیدند والا سابق دروازه حلب می گفتند و از آن صعب تر آن که حضرت فرمود: اول صبحی بود که ما را وارد شام نمودند و قریب به غروب بود که این عیال برهنه و اسیران گرسنه را به در خانه یزید لعین رسانیدند و در این مدت، ایشان را در کوچه ها و بازارهای شام می گردانیدند و از این عظیم تر آن که در مقتل ابو مخنف نوشته است بعد از آن که سر مطهر جناب سیدالشهداء علیه السلام را وارد شام نمودند شهرروزی می گوید که: آن سر را بر نیزه بلندی نصب کرده بودند چون به محاذی قصری رسیدند که پنج زن در آن ساکن بودند و در میان آنها زنی بود که از پیری، پشت او خمیده شده بود. «فَوَثِبَتِ الْعَجُوزَهُ وَ اَخَذَتْ حَجَرا وَ ضَرَبَتْ بِهِ عَلی وَجْهِ الْحُسَیْنِ علیه السلام ».(1) آه آه آن ملعونه برخاست و سنگی برداشت بر صورت منور امام علیه السلام زد. و در روایتی آن سر منور بر زمین افتاد و صدای گریه زنان و طفلان بلند شد. پس ام کلثوم فرمود: خدایا؛ آن قصر را خراب کن و اهلش را هلاک نما. هنوز دعای آن مظلوم تمام نشده بود که آن قصر خراب شد و اهلش هلاک شدند با جمع کثیری از خلق. «جَمَعَهُمُ اللّهُ فِی الْجَحیمِ وَ اَذاقَهُمُ الْحَمیمَ».


1- . ذریعه النجاه / 386 - در عوالم العلوم 11 / 974 ح 2 این قضیه را به حضرت زینب علیهاالسلام نسبت داده اند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه