انوار الشهاده فی مصائب عتره الطاهره صفحه 289

صفحه 289

چشم، نابینا و از گوش بینوا همین که آمدند خواستند او را برهنه نمایند شروع به گریه نمود و ناله و فریاد می کرد و ندبه می نمود که: «وا اَباهُ، وا اَخاهُ واحُسَیْناهُ، یا رَبیعَ الاْءَرامِلِ وَ الاْءَیْتامِ یا اَباهُ یا عَلِیُّ». به داد ما غریبان برس ای برادر ای حسین ای شوهر بیوه زنان و ای پدر یتیمان به فریاد ما برس. «وَ یا خَلیفَهَ الْماضینَ وَ یا ثِمالَ الْباقینَ». ای یادگار رفتگان و گذشتگان و ای پناه بازماندگان و ای فرزند سید المرسلین و ای نور چشم سید اولین و آخرین. بعد از آن ندا کرد و گفت: «اَیا قَوْمُ هَلْ فیکُمْ رَجُلٌ قُرَشِیُّ مَنْ فی جَسَدِهِ شَعْرَهٌ مِنَ الاْءِسْلامِ»؟ ای قوم؛ ایا در میان شما کسی هست که در بدن او یک تار مویی از اسلام باشد؟ هیچ کس او را جواب نداد. «فَصاحَتْ ثانِیَهً: اَیا قَوْمُ هَلْ فیکُمْ رَجُلٌ قُرَشِیٌّ». پس دفعه دوم فریاد کرد که آیا در میان شما هیچ مرد قریشی هست. پس زجربن قیس آواز او را شنید پیش آمد گفت: «ما تُریدینَها اَنَا قُرَشِیٌّ وَ ما حاجَتُکَ»؟ چه میخواهی اینک من آن قریشیم. چیست حاجت تو؟ «قالَتْ: لی اِلَیْکَ حاجَهٌ وَ اُریدُ قَضاءَها». گفت: مرا حاجتی است و میخواهم برآورده شود. «قالَ: قُولی ما تُریدینَ یا عَمْیا»!! گفت: بگو آنچه میخواهی ای نابینا. گفت: «اُریدُ مِنَ اللّهِ اَنْ تُوصِلَنی اِلی جَسَدِ اَخِی الْحُسَیْنِ علیه السلام ». می خواهم از خدا که مرا برسانی بر سر جسد حسین برادر بزرگوار خود. مجلس نوزدهم / جریان اهل بیت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه