سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 117

صفحه 117

دارد، قبول هم بکنیم که باید متلازمین در حکم یکی باشند و آن مرحله سوم را بپذیریم، اما یک نکته ای وجود دارد که باید به آن دقت کنیم همان طوری که در مقدمۀ واجب، می گفتید: وجوب مقدمه، وجوب غیری است؛ نظیر این مطلب در مسأله تلازم هم وجود دارد. اگر احد المتلازمین واجب شد مثل«ما نحن فیه» ازاله واجب شد و شما هم می گویید: «ترک الصلاه» هم واجب است؛ می گوییم چرا؟ می گویید: برای این که ملازم با ازاله است خود این تعلیل ما را راهنمایی می کند که «ترک الصلاه مثل ازاله» مشتمل بر مصلحت ملزمه نیست و اگر«ترک الصلاه» هم مثل ازاله مشتمل بر مصلحت صد درجه بود دیگر چه نیازی به مسأله تلازم در کار بود. تلازم هم شبیه مقدمیت است، منتها به وضوح مقدمیت نیست. اما شباهت کامل به مقدمیت دارد یعنی این ترک الصلاه خودش هیچ مصلحتی ندارد، اما چه کند که یک بلیه ای گریبان این را گرفته است و آن ملازمه با فعل ازاله است.

همان طوری که در راه اول، بلیه ای به نام مقدمیت گریبان ترک صلاه را گرفته و آن را واجب می کرد، اینجا هم مسأله همین طور است و اینجا هم«ترک الصلاه فی نفسه» هیچ مسأله ای ندارد و هیچ مصلحتی ندارد تا چه رسد به صد درجه مصلحت که اقتضای«وجوب ترک صلاه» را بکند. فقط این ملازمه و این اتصال، ارتباطش با ازاله سبب شده شده است که این بیچاره هم اتصاف به وجوب پیدا کند و الا اگر از مولا سؤال کنید که«ایها المولا» همان طوری که ازاله صد درجه مصلحت دارد ترک صلاه هم صد درجه مصلحت دارد؟ جواب می دهد: چه موقع ترک صلاه مصلحت دارد.

معنای اهم بودن ازاله نسبت به صلاه

اما اشکال این است که ازاله یک واجب اهمّ است و یک واجبی است که اولویت دارد. معنای واجب اهم این است که شما تعبیر می کنید به این که اولویت دارد. و این اولویت اقتضا کرده است که آن غیر اولی را ترک کنید و اما نه این که غیر اولی مثل این اولی ترکش دارای یک مصلحت ملزمه است. و لذا وجوبی که از راه تلازم متعلق به ترک صلاه می شود، وجوبی نیست که حاکی از مصلحت ملزمه باشد که نتیجه این باشد که از ناحیه این وجوب وقتی نهی متعلق به صلاه شد، آن صلاه مشتمل بر صد درجه مفسده بشود و آن صلاه«مبعّد عن ساحه المولا» بشود، آن صلاه بشود مبغوض مولا.

صلاتی که جرمش فقط این است که ازاله به عنوان واجب اهم آن هم اهمیت آن به لحاظ فوریت آن است که در روز اول بحث، اشاره کردم به این معنا که این که مرتب می گویند، ازاله واجب اهم است، روی مسأله فوریت وجوب ازاله است و الا ازاله کجا و نماز کجا؟ مگر نماز را کسی می تواند با یک ازاله النجاسه از مسجد مقایسه کند؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه