سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 126

صفحه 126

اتحاد در حکم داشته باشند. اگر«فعل الازاله» واجب شد، «ترک الصلاه» هم از راه تلازم باید واجب شود، ترک صلاه که واجب شد، فعل صلاه حرام می شود، و مقتضی بطلان است. بحث این است وجوبی که روی ترک صلاه از راه ملازمه تحقق پیدا می کند، این هم مثل وجوب مقدمی می ماند؛ یعنی هیچ گونه کاشف از این نیست که«ترک الصلاه» محبوب مولا هست، اگر از مولا بپرسند که وجوب ترک صلاه برای این است که این«ترک الصلاه» محبوب مولا هست؟ جواب می دهد نه، می گوییم: پس چرا واجب کردی؟ می گوید: این روی تلازم با«فعل الازاله» به لحاظ این است که ازاله یک واجب اهمی هست، در حقیقت مجبور شدیم ترک صلاه را هم واجب کنیم، روی حساب اتصال و ارتباط تلازمی که بین ترک صلاه و فعل ازاله هست، و الاّ این طور نیست که ترک صلاه محبوب مولا باشد.

وقتی که وجوبش چنین حالتی پیدا کرد، نهیی که از ناحیۀ وجوب ترک صلاه، متعلق به فعل صلاه می شود، آن نهی هم همین حالت را دارد؛ یعنی نمی توانیم بگوییم: نهی متعلق به صلاه حکایت از وجود مفسده در صلاه می کند، همان طوری که نهی صلاه حائض حکایت از وجود مفسده می کرد، اینجا هم نهی حکایت از وجود مفسده می کند؛ مسأله به این صورت نیست، اینجا روی تزاحم و روی اهم و مهم یک وجوبی به ترک صلاه متعلق شده، و از ناحیۀ این وجوب، نهیی هم به فعل صلاه متعلق شده است، اما این نهی حکایت از مبغوضیّت نماز نمی کند، حکایت از مفسده دار بودن نماز نمی کند، لذا نهی ناشی از وجوبی که از قبل تلازم روی ترک صلاه آمده است با این که این هم در حقیقت، نهی مولوی و نفسی است، اما یک نهی خاصی است، نهیی نیست که حکایت از مبغوضیت متعلق کند، و ما از راه مبغوضیت، بطلان صلاه و عبادت را استفاده بکنیم.

نتیجۀ بحث این شد، که چه امر به شیء را مقتضی نهی از ضد خاص ندانیم و چه بدانیم، «صلاه مکان الازاله لا تکون باطله» و این یک مطلب حقی است که سیدنا الاستاذ الامام الاعظم«قدس سره الشریف و رضوان الله تعالی علیه» این مطلب را معتقد بودند، و حق هم همین است، ثمرۀ عامه اش در جای خودش محفوظ است، ثمرۀ خاصه را نمی پذیریم، اما ثمره عامه، بنابر قول به اقتضا، ضد خاص حرام است و بنابر قول به عدم اقتضا«لیس بحرام» خود این«حرام و لیس بحرام» آن هم در مطلق ضد خاص، می خواهد عبادت باشد مثل«صلاه مکان الازاله» یا غیر عبادت باشد، مثل این که خیاطت کند«مکان الازاله» ثمرۀ عامۀ این به قوت خودش باقی است، اما ثمرۀ خاصه را ما نمی پذیریم. این قول، قول دوم است که ثمره را انکار می کند. اما نحوۀ انکارش غیر از انکار هست، انکار ما این بود که می گفتیم: صلاه به جای ازاله مطلقا صحیح است، می خواهید امر به شیء را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه