سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 136

صفحه 136

مثل«ان جائک زید فأکرمه» باشد؛ یعنی تا مجیء زید نباشد، نه وجوب اکرام و نه عصیان در ظرف خودش نیم ساعت دیگر تحقق پیدا می کند.

لکن همین عصیان نیم ساعت بعدی به صورت شرط متأخر سبب می شود که الان«اقامه الصلوه» واجب باشد. پس در حقیقت قائل به ترتب به این صورت می گوید: امر به اهم به نحو واجب مطلق و امر به مهم به نحو واجب مشروط، منتها شرطش را اگر عزم بر عصیان بگیرید به نحو شرط مقارن مطرح است. اما اگر عصیان خارجی را شرط قرار دهید به نحو شرط متأخر، چون عصیان و عزم بر عصیان هر دو رتبه اش تأخر دارد از امر به ازاله، لذا می توانیم بگوییم: امر به صلاه در طول امر به ازاله است و در رتبۀ متأخرۀ امر به ازاله. این یک تصویر از ترتب بود تا ببینیم درست است یا خیر؟

پرسش:

1 - بطلان«صلاه مکان الازاله» را بنابر قول به اقتضاء توضیح دهید؟

2 - تصحیح چنین صلاتی از راه تعلق امر به آن را تقریب کنید؟

3 - تصحیح آن را از طریق ترتب و طولیت، بیان نمایید؟

4 - تشابه«ما نحن فیه» به بیع فضولی از چه جهت می باشد؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه