سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 14

صفحه 14

برخلاف هیئت مضارع که داخل در بحث علم اصول نیست، چرا؟ برای این که هیئت افعل این خصوصیت را دارد، که ضابطۀ مسألۀ اصولیه بر آن منطبق است، به لحاظ این که«یستنتج و یستنبط مع حکم فرعی کلی الهی» اما از هیئت فعل ماضی چنین چیزی را شما استفاده نمی کنید.

لذا معنی ندارد، در علم اصول بحث شود. یک قسمت از آن که آیا جمل خبریه ای که در مقام انشاء استعمال می شود، دلالت بر وجوب می کند، یا نه؟ این هم به لحاظ این که ضابطۀ مسألۀ اصولیه بر آن منطبق است، این«تکون مسأله اصولیه» به عبارت دیگر، مانعی ندارد که یک مسألۀ در هر دو علم به عنوان مسألۀ آن علم مطرح باشد. آن چیزی که اشکال دارد، این است که دو تا علم، در اکثر مسائل نمی توانند تداخل داشته باشند، اما«فی البعض المسائل، فی جمله من المسائل» مانعی ندارد که دو تا علم تداخل داشته باشد.

نتیجه این شد که ما به مرحوم محقق نائینی(ره) این طور می گوئیم: این که می فرمائید: مسأله، مسألۀ اصولیه است آیا می خواهید نفی هم بکنید، غیر اصولیه بودن را، یا فقط می خواهید بگوئید:

مانعی ندارد که«مسأله اصولیه» جزء مسائل یک علم دیگر هم باشد. اگر بخواهید آن حرف اول را بزنید، و اصولیه بودن این مسأله را در دائرۀ حصر وارد بکنید، و بگوئید که«هذه اصولیه لیس الا» این حرفتان مورد مناقشه است، می گوئیم: نه، ممکن است همین یک مسألۀ لغویه باشد، که آیا امر به شیء عین نهی از ضد آن هست یا این که عین آن نیست؟ حتی از نظر لغت بحث می کنیم، مخصوصا اگر دائرۀ ضد را به ضد عام هم توسعه دهیم. لغتا این طوری بحث کنیم که آیا واضع که هیئت افعل را به عنوان دلالت بر وجوب وضع کرده است، آیا مقصود واضع همین وجوب شیء بوده است، یا این که گفته است نه، مقصود از وجوب شیء، این است که ترک آن حرام است. ضد خاصش هم فرضا بنابر قول اقتضاء حرام است، لذا ممکن است که عنوان مسألۀ لغویه به این داده شود، و از انحصار در مسألۀ اصولیه خارج شود.

ایشان می فرمایند: مباحث علم اصول دو قسم است: مباحث الفاظ یا مباحث لفظیه و مباحث عقلیه می شود. حالا که این جزء مباحث علم اصول شد، آیا این بحث جزء مباحث لفظیۀ علم اصول است، یا جزء مباحث عقلیۀ علم اصول است؟ ایشان می فرماید: اگرچه این مسأله را در بخش مباحث الفاظ، ذکر کردند؛ و این مشعر به این است که با این مسأله به عنوان یک مسأله ای از مباحث الفاظ برخورد کردند. لکن قرینه ای داریم که آن قرینه ما را هدایت می کند، به این که جزء مباحث الفاظ نیست، بلکه جزء مباحث عقلیۀ علم اصول است، و آن قرینه این است که، آیا این تعبیر«الامر بالشیء» اختصاص دارد به امری که از راه کتاب و سنت و از راه دلالت لفظی وارد شده باشد. یا این که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه