سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 149

صفحه 149

دلالت بر عموم اما«احلّ الله البیع» از راه مقدمات حکمت دلالت بر عموم می کند. آیا فرق بین«احلّ الله البیع» و«احلّ الله کل بیع» این است یا این که فرق این دو ریشه دارتر از این حرف است؟

فرق بین اطلاق و عام در«احلّ الله کل بیع»

فرق اساسی و اصلی یک مطلب دیگری است که در جهت دوم توضیح می دهیم و آن این است که «احلّ الله کل بیع» دلالت بر عموم و شمول و سریان افراد دارد اما«احلّ الله البیع» اصلا دلالت بر شمول و عموم ندارد؛ برای این که اطلاق، یک معنای دیگری دارد غیر از این چیزی که مرحوم آخوند ذکر کردند و نکته اش همین است که بیان می کنیم که در حقیقت به عنوان جواب اصلی از مرحوم آخوند واقع می شود و آن این است که کلمۀ«بیع» ولو این که الف و لام داشته باشد، الف و لام بنابراین که مثل کلمه«کل» برای استیعاب وضع نشده باشد. به عبارت روشن تر، بعضی از اصولیین هستند می گویند: مفرد معرّف به لام مثل جمع محلای به لام است. همان طوری که جمع محلای به لام به دلالت وضعی دلالت بر عموم می کند، مفرد معرّف محلای به لام هم دلالت وضعیه بر عموم دارد. اگر کسی این مبنا را بپذیرد اصلا«احلّ الله البیع» دیگر مصداق مطلق نخواهد بود، از اول مصداق عام است، نه مصداق مطلق.

ما روی مبنای محققینی حرف می زنیم که الف و لام در«البیع» یا در«الرقبه» را دال بر عموم نمی دانند بلکه الف و لام را برای تعریف جنس می دانند. لفظ را معرفه می کند اما معرفه در رابطه با ماهیت و در رابطه با جنس که از آن به معرّف به لام جنس تعبیر می شود در مقابل معرّف به لام عموم روی مبنای آنهایی که الف و لام را مفید عموم می دانند. پس ما روی مبنای غیر عموم داریم بحث می کنیم. اگر«البیع» در آیه شریفه به عنوان یک ماهیت مطلقه محکوم به حلیّت شد که حلیّتش هم حلیّت وضعیه است نه حلیّت تکلیفیه، یعنی خداوند تبارک و تعالی بیع را امضاء کرده است و بیع را نافذ قرار داده است و بیع را محکوم به صحّت فرموده است. روی این کلمه«البیع» می خواهیم یک مقدار صحبت کنیم. آیا کلمه بیع برای چه چیز وضع شده است؟ بین کلمه بیع با کلمه انسان فرق وجود دارد. همان طوری که انسان برای ماهیت انسانی وضع شده است، ماهیت انسانی جنس و فصل است؛ کلمه بیع هم برای ماهیت بیع وضع شده است. حالا به این جهت کاری نداشته باشید و ربطی هم به مسأله ما ندارد که انسان، یک واقعیت تکوینه است اما بیع، یک امر اعتباری است.

عبادات و معاملات جمیعا یک سلسله امور اعتباریه هستند، بدون این که یک واقعیت تکوینه ای در آنها وجود داشته باشد. این جهت فعلا ربطی به مسأله ما ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه