سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 152

صفحه 152

معنا هم اکتفا نکنید. بگویید: نه تنها وجودات متعدده بلکه آن خصوصیات فردیه زید، خصوصیات فردیه عمرو، خصوصیات فردیه بکر هم مطرح است؟

عدم دلالت تطابقی، تضمنی و التزامی کلی بر افراد

به عبارت روشن تر، اگر کسی این طور تعبیر کرد و گفت: انسان به حسب وضع لغت و به حسب دلالت مطابقی یا تضمّنی«یدلّ علی زید و یدل علی عمرو و یدلّ علی بکر» اگر چنین تعبیری کرد، شما با آن دقت عقلی این تعبیر را می پذیرید؟ کجای انسان دلالت بر زید دارد؟ زید ماهیت به ضمیمه وجود است، به ضمیمه عوارض فردیۀ زید است. نه وجود در ماهیت انسان اخذ شده و نه عوارض فردیه تشکیل دهنده زید است. لذا دلالت مطابقی و دلالت تضمّنی هیچ کدام وجود ندارد دلالت التزامی هم وجود ندارد، برای این که وجود که ملازم با ماهیت نیست. هر ماهیتی را وقتی با وجود مقایسه کنید، در فلسفه خوانده اید که معنای امکان و ماهیت ممکن، این است که«اذا لو حظت الماهیه بالاضافه الی الوجود و العدم، تکون نسبتها الی کلیها علی حد سواء» یعنی ارتباطش با وجود، همان مقدار است که با عدم است؛ در ماهیت ممکن نه اولویتی برای وجود و نه اولویتی برای عدم مطرح است. ماهیت ممکن متساوی النسبه الی وجود و العدم است. چیزی که تساوی نسبت به وجود و عدم دارد حتی به دلالت التزامیه، می توانیم مدعی شویم که دلالت بر وجود می کند و دلالت بر خصوصیات فردیه می کند؟ لذا اگر کسی سؤال کرد، لفظ انسان که برای ماهیت انسان که عبارت از «حیوان ناطق» است، وضع شده است«هل یدلّ علی زید و عمرو و بکر و غیرهما؟» جواب می گوییم:

«لا، لا بالدلاله المطابقیه و لا بالدلاله التضمّنیّه و لا بالدلاله الالتزامیه».

دلالت مطابقی باید تمام الموضوع له باشد و دلالت تضمّنی باید جزء الموضوع له باشد و دلالت التزامی هم باید لازم موضوع له باشد در حالی که وقتی ما وجود را با ماهیت انسان ملاحظه می کنیم، نه تمام الموضوع له است و نه بعض الموضوع له است و نه به دلالت التزامیه ملازمه ای بین وجود و ماهیت در ممکنات تحقّق دارد. اگر این طور از مرحوم آخوند می پرسیم شما که در مثل«احلّ الله البیع» اطلاق(که مثالش روشن تر است) را به معنای سریان و شمول نسبت به همه افراد قرار می دهید؛ این سریان و شمول از کجا آمد و از کجا ریشه پیدا کرد؟ سریان و شمول هیچ ارتباطی به موضوع له لفظ بیع ندارد، نه تمام موضوع له است و نه بعض موضوع له و نه به دلالت التزامیه دلالت بر این معنا می کند. لذا شما اطلاق را در مثل«احلّ الله البیع» این طور معنا کنید، نه تنها آن اشکال اول وارد است که فرقی بین عموم و اطلاق باقی نمی ماند، بلکه این یک امر غیر صحیح و غیر معقولی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه