سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 172

صفحه 172

می گوید: «ادخل السوق و اشتر اللحم کانه لم یصدر منه هذا الامر» آیا این اصولا صحیح است که مولی چنین دستوری را صادر کند؟ آیا اینجا«بعث لغرض الانبعاث» تحقق پیدا کرده است؟ آیا امر برای توسل به تحقق مأمور به تحقق پیدا کرده است؟

مولی می داند که«لا یترتب علی امره شیء اصلا» لذا در خطابات شخصیه حداقل باید مولای آمر علم به عدم انبعاث نداشته باشد، لازم نیست که علم به انبعاث داشته باشد. همین طور در خطاب شخصی اگر انسان یقین داشته باشد که اگر امر هم نکند مأمور، مأموربه را روی یک غرض و داعی دیگری انجام خواهد داد؛ آیا به نظر شما اینجا مولی صحیح است که امری داشته باشد؟ صحیح است که مولی در اینجا بعثی داشته باشد؟ امر و بعث برای این است که مأمور از ناحیۀ امر منبعث شود نه این که بخواهیم بگوییم«فی کل امر» قصد قربت اعتبار دارد نه، ولی داعی مولی بر این امر این است که امر را می خواهد وسیلۀ تحقق مأموربه قرار دهد، وقتی می بیند که مأموربه قطعا در خارج بدست این مأمور تحقق پیدا می کند، دیگر«صدور الامر من ناحیه المولی الآمر یکون لغوا».

در باب نهی هم مسأله همین طور است، اگر مولای ناهی یقین دارد که نهی آن سر سوزنی دربارۀ این مأمور تاثیر ندارد، قبیح است که چنین نهیی از ناحیۀ مولی صادر شود مگر به عنوان اتمام حجت و اختبار و اعتذار و امثال ذلک که معمولا از آنها تعبیر به احکام اعتذاریه می کنند و الا یک حکم حقیقی و یک نهی حقیقی شخصی با علم به این معنی که سر سوزنی این نهی دربارۀ آن شخصی که مورد نهی است و نهی به او توجه پیدا کرده است، اثر نمی کند این موجب لغویت نهی است. «لو لا النهی» هم که این شیء منهی عنه قطعا در خارج ترک می شود مثل کسی که انسان یقین دارد او تبعا از شرب خمر متنفر است و اصلا شرب خمر از او تحقق پیدا نمی کند حالا به یک خطاب شخصی با علم به این معنی که با قطع نظر از نهی مولی هم شرب خمر اصلا از او تحقق پیدا نمی کند، مولی بخواهد اینجا یک حکم حقیقی مثل سایر احکام حقیقیه به نام«لا تشرب الخمر» صادر کند، این یک امر لغوی است و امر لغو«لا یصدر من المولی الحکیم و لا یناسب مقام حکمه المولی».

لذا در اوامر شخصیه یک خصوصیاتی هست که بعد دنبال این باید اولا ملاحظه کنیم، ببینیم آیا این خصوصیات در خطابات به نحو عموم هم وجود دارد یا نه؟ و بعد هم ملاحظه کنیم ببینیم در این دو احتمال که یکی مسأله انحلال خطاب واحد است الی خطابات و یکی هم مسأله عدم انحلال و خطاب واحد است؛ منتها خطاب واحد به نحو عموم است و خطاب به نحو عموم مثل خطاب خاص نیست که آن شرایط را داشته باشد، این یک شرایط دیگری دارد این را توضیحش را بعد عرض می کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه