سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 183

صفحه 183

بین شرط شرعی و شرط عقلی این مغایرتی ندارد؛ یعنی همان طوری که در شرایط شرعیه بدون شرط تکلیف نیست و معنی واجب مشروط همین معنا بود بنابر نظریۀ مشهور که در«إن جائک زیدا فاکرمه» شرط را شرط هیئت می دانسته اند و مفاد هیئت وجوب اکرام بود، معنایش این است که اگر مجیء زید تحقق پیدا کند، وجوب اکرام هست و اگر مجیء زید تحقق پیدا نکند وجوب اکرام نیست.

پس خود تکلیف و مفاد هیئت«اکرم» مشروط به شرط است، در باب حج همین طور و در سایر شرایط شرعیه همین طور، اگر شرایط عقلیّه ای به نام قدرت و علم پیدا کردیم آنها هم همین طور؛ یعنی«اذا لم یکن عالما لم یکن مکلّفا، اذا لم یکن قادرا لم یکن مکلّفا» حالا که معنا این شد می رویم سراغ دلیل مطلب؛ می گوییم: در ادّلۀ شرعیه و در شرایط شرعیه، چون به عقل ما ارتباط ندارد، آنجا به اصطلاح معروف، فقیه، نوکر دلیل است، هرچه را دلیل دلالت کند، فقیه به آن ملتزم می شود. آیۀ شریفه گفته: «لِلّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ» امّا به یک تیپ مخصوص: «مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً» فهمیدیم که استطاعت شرط وجوب حج و شرط ثبوت تکلیف به حج است، لذا در شرایط شرعیه، بدون این که عقل هیچ گونه حقّ دخالتی داشته باشد، باید مقتضای ادّله را ملاحظه کنیم، کتاب و سنّت و اجماع را باید بررسی کنیم. امّا آنجاهایی که عقل می خواهد حکم کند، خوب این طور نیست که دیگران بگویند: عقل ما حکم می کند، ما هم تعبدا بگوییم: بله. بله، در مسائل عقلیّه مطرح نیست.

ملاک و معیار حکم عقل

اینجا باید سؤال کرد که عقل روی چه ملاکی چنین حکمی می کند؟ معیار و میزان حکم عقل چیست؟ ما بعد از آن که به عقل مراجعه می کنیم، می بینیم یک قاعده ای پیش او مسلم است، آن قاعده عبارت از قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان است، همان طور که آن روز هم اشاره ای به این مطلب شد، عقل وقتی که قاعده را تبیین می کند، عقل که مثل عرف نیست که دارای مسامحه باشد، عبارتها را جابجا کند، چشم خودش را ببندد، او با دقّت مسائل را بررّسی می کند، عقل می گوید: آن که قبح دارد«من ناحیه المولی» عقاب بلابیان است؛ یعنی اگر یک تکلیفی برای مکلّف معلوم نباشد، مولا بخواهد این مکلّف را مؤاخذه کند، برای چه مؤاخذه کند؟ بر مخالفت تکلیف.

پس معلوم می شود که تکلیف متوجّه این جاهل هست، اگر متوجّه این جاهل نیست، می شود مثل آدم غیر مستطیع، آیا دربارۀ غیر مستطیع معنا دارد که ما بنشینیم با توجّه به دلیل شرطیّت استطاعت بیاییم این طوری تعبیر کنیم، بگوییم: خداوند آنهایی را که مستطیع نیستند بر مخالفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه