سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 184

صفحه 184

تکلیف حج عقوبت نمی کند. اگر دربارۀ حج و استطاعت و شرطیّت استطاعت برای حج، شما چنین تعبیری را به کار بردید، آیا متشرعه با تمسخر و استهزا با شما مواجه نمی شوند که بگویید: آنهایی که مستطیع نیستند، خدا چوب و فلک برای آنها آماده نکرده، عقوبتشان نمی کند، بر چه؟ بر مخالفت تکلیف به حج. می گویند: تکلیف به حج، مشروط به استطاعت است، اینهایی که مستطیع نیستند، اینها اصلا مکلّف نیستند تا این که زمینۀ مخالفت و زمینۀ عقوبت و مؤاخذه فراهم بشود.

در باب علم می بینیم این طوری تعبیر می کند، عقل می گوید: «العقاب بلا بیان قبیح» چه داعی داشت که عقل این طوری مسأله را تحلیل کند؟ می خواست بگوید: «التکلیف بلا بیان قبیح» اگر می گفت: «التکلیف بلا بیان قبیح» استفاده می کردیم که علم و بیان شرطیّت برای خود تکلیف دارد و جاهل«لیس بمکلّف اصلا». امّا می بینیم عقل با آن دقّتی که دارد، مضاف الیه قبح را عقاب قرار می دهد، عقاب هم همیشه مخالفت است، مخالفت هم اضافۀ به تکلیف می شود؛ یعنی در حقیقت معنای عبارت این است که عقاب بر مخالفت تکلیف مجهول قبیح است. خوب اگر معنا این شد، این معنایش چیست؟ معنایش این است که فرد جاهل هم مکلّف است، آدم جاهل هم مخالفت تکلیف از او تحقق پیدا می کند، منتها خصوصیّتی که عقل برای جاهل قائل است، این است که می گوید: در عین این که تکلیف عام گریبان جاهل را می گیرد، معذلک اگر مخالفت کند، «لا یصح من المولی أن یؤاخذه و أن یعاقبه» این مسأله برای ما خیلی مسأله حساسی است.

قبح عقلی عقاب بلا بیان

حتّی آیۀ شریفه هم که مؤیّد حکم عقل است، این طوری تعبیر می کند، می فرماید: «و ما کنّا معذبین حتّی نبعث رسولا» چرا تعبیر نکرد«و ما کنّا مکلّفین حتّی نبعث رسولا» از اوّل می خواست این طوری تعبیر کند که ما تا بعث رسول که کنایۀ از بیان تکلیف و علم مکلّف به تکلیف است، می فرماید: تا علم نباشد برنامۀ ما این نیست، چی نیست؟ برنامۀ ما تعذیب. تعذیب بر چه؟ تعذیب بر مخالفت. مخالفت چه؟ مخالفت تکلیف. پس معلوم می شود«قبل بعث الرسل» یعنی«قبل العلم» باز تکلیف هست، «مخالفه التکلیف» هم هست، منتها حکم عقل و آیۀ شریفه هم ناظر به حکم عقل است، تعبیر می کند به این که«ما کنّا معذبین حتّی نبعث رسولا» البته در کتاب برائت و اشتغال هم وقتی که قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان و اینها هم مطرح می شود، بیشتر؛ یعنی عمده، تکیه روی نفی استحقاق عقوبت است، می خواهیم بگوییم: شارب توتون، اگر شکّ هم داشته باشد در این که شرب توتون حرام است و یا حلال است؟ این به استناد قاعدۀ عقلیّه، خیالش از مسأله عقوبت راحت باشد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه