سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 230

صفحه 230

شرط آن این است که این دو واجبی که شما از یکی تعبیر به واجب اهم می کنید و دیگری واجب به مهم، باید بین آنها از نظر خارج، تضاد وجود داشته باشد، یعنی اشتغال به ازاله با نماز غیر قابل جمع باشد، و اشتغال به صلاه هم با ازاله غیر قابل جمع باشد، مثل سواد و بیاض، نسبت به«عروض الجسم الواحد فی ان الواحد» پس اولین شرط این است که حفظ این خصوصیت تضادی بشود.

تأخر زمانی شرط از مشروط

دومین شرط این است که آن واجب دومی مشروط باشد، به یک شرطی که آن شرط تأخر از اولی داشته باشد، و تأخرش هم تأخر زمانی نباشد، بلکه تأخر رتبی باشد، و الا اگر تأخر زمانی باشد، ما مثالهای زیادی داریم که آدم اول که نگاه می کند، خیال می کند که مسأله ترتب در کار است، مثل چه؟ مثل مسأله امر به توبه، مگر کسی که معصیت می کند، این مأمور به توبه نیست، اگر کسی بگوید این یک مثال برای«ما نحن فیه» برای این که ما یک«اقیموا الصلاه» داریم یک امر به توبه، اگر کسی «اقیموا الصلاه» را معصیت کرد، واجب است بر او توبه کند، چاره ای ندارد، حتما باید توبه بکند، این توبه هم معلق بر معصیت است، معصیت هم، معصیت خارجی است، آیا کسی می تواند می گوید این جزء«ما نحن فیه» است؟ نه، برای این که این شبهه همان شبهه ای است که«اقیموا الصلاه» تا عصیان خارجی بر آن تحقق پیدا نکند، موضوع برای امر به توبه تحقق پیدا نمی کند، باید تمام وقت بگذرد، خدای نکرده نمازش را ترک کند، عصیان خارجی محقق شود، بعد این عصیان خارجی به نحو شرط مقارن موضوع برای توبه است، شرط برای توبه است، یعنی وقتی که غروب شد، و کسی نماز ظهر و عصر را نخواند، آن وقت به او می گویند: «تب الی الله» چون امر به صلاه را عصیان کردی، اما این که به«ما نحن فیه» ارتباط ندارد، برای این که تا زمانی که غروب نشده است، که فقط امر«اقیموا الصلاه» به او متوجه است، وقتی که غروب شد، امر«اقیموا الصلاه» به عصیان ساقط می شود، امر جدیدی جایگزین امر«اقیموا الصلاه» می شود به نام وجوب توبه. قائل به ترتب نمی خواهد بگوید.

قائل به ترتب همان طوری که اشاره کردیم، می خواهد دو امر را از نظر زمانی، در یک زمان جمع کند، منتها بگوید: اختلاف مقامی و اختلاف رتبی وجود دارد، ما این اختلاف رتبی را راه حل مشکل استحاله طلب ضدین می دانیم.

پس اگر یک فرع فقهی را بخواهند به عنوان این که گریبان ما را بگیرد، مطرح کنند باید یک فرع فقهی عین«ما نحن فیه» باشد نه مثل مسأله توبه و مسأله عصیان امر به صلاه و عصیان امر صوم و امثال ذلک، این که یک مسأله رایجی هست، که صدها بلکه هزارها مورد دارد، هر کجا انسان یک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه