سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 231

صفحه 231

تکلیفی را عصیان کند، فوری امر«توبو الی الله توبه نصوحا» گریبان انسان را می گیرد، امر به توبه مشروط به عصیان است، عصیان هم متأخر از آن تکلیف اول است، اما در آن واحد دو مسأله و دو تکلیف با هم جمع نشده است. لذا باید فرعی باشد که اختلاف، اختلاف رتبی باشد، لکن«کلا التکلیفین» در آن واحد جمع شده باشد، کما این که یک فرعی را می خواهند در مقابل ما علم کنند، آخر ما در فقه مواردی داریم که فقهای ما فتوای آنها مختلف است، مصداق همین مسأله ترتب است، اما قائل به ترتب حکم به جوازش کرده است، قائل به عدم ترتب حکم به منع آن کرده است، آیا چنین مسألۀ فقهیه را می شود آورد اینجا سند قرار داد، یا این که باید مسأله فقهیه مسلمی باشد که قائل به ترتب و غیر قائل به ترتب، هر دو در آن یک نظر را داده باشند؟ آن وقت بگوییم که«هذه المسأله الفقهیه» که حکم آن عبارت از این است، این«لا ینطبق الا علی الترتب» بگویید: «ادل دلیل علی امکان شیء وقوعه» یعنی«ادل دلیل علی امکان شی وقوعه و هذا وقوعه، هذه مسأله فقهیه» و راه حلی غیر از مسأله ترتب ندارد، اما اگر فرع«مختلف فیها» را بخواهید به رخ ما بکشید، که قائل به ترتب یک نظر دارد، و قائل به غیرترتب خلاف آن نظر را دارد، این که نمی شود دلیل در مسأله اصولیه قرار داده بشود. لذا با توجه به این نکات و یکی دو نکته دیگر که بعدا ان شاء الله عرض می کنیم، ما آن مهم ترین فرعی را که مرحوم محقق نائینی(ره) به آن تمسک کرده اند، را مطرح می کنیم، ببینیم آیا آن فرع در«ما نحن فیه» قابل استفاده هست یا نه؟

پرسش:

1 - چرا غائلۀ استحالۀ طلب الضدین از طریق قول به ترتب و طولیت قابل حل نیست؟

2 - منشاء قول به ترتب از نظر مرحوم نائینی(ره) چیست؟

3 - چرا قول مرحوم نائینی(ره) از نظر استاد ناتمام است؟

4 - مراد از تأخر زمانی شرط از مشروط چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه