سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 255

صفحه 255

این طور نیست که طبیعت یک وجودی جدای از وجود افراد داشته باشد، زید عین وجود انسان است منتها با خصوصیات زائده، عمرو عین وجود انسان است. لذا وقتی که زید وجود پیدا می کند، شما هم می توانید تعبیر کنید به این که وجود زید هم می توانید تعبیر کنید به این که وجد الانسان، انسان وجود پیدا کرد، از این کشف می کنیم که وجود کلی طبیعی عین همین وجود افراد است و این طور نیست که«ینسب الی الرجل الهمدانی» کما این که در منطق نقل شده او معتقد است که نسبت افراد و نسبت مصادیق به ماهیات مثل نسبت فرزندان به پدر می ماند.

یعنی کلی طبیعی یک وجود جدای از افراد را دارد و بمنزلۀ«اب» است نسبت به افراد. افراد بمنزلۀ«ابناء» این عبد واقع شده اند، آیا این بحث هم همان بحثی است که در اینجا ذکر می کنیم که آیا اوامر و نواهی به تبایع متعلق است یا به افراد؟ این طوری بگوییم که نتیجه اش طبق این مبنا این طوری می شود بگوییم، آنهایی که وجود طبیعی را عین وجود افراد می دانند و می گویند بین وجود طبیعی و وجود افراد، مغایرت و اثنینیت و تعدد وجود ندارد، اینها باید بگویند؛ اوامر و نواهی به افراد متعلق است. چون غیر از وجود افراد وجود دیگری نیست. و طبیعی خودش مستقلا متلبّس به لباس وجود نمی شود. آنچه که به لباس وجود متلبس است، همین افراد است و وجود طبیعی غیر از این افراد چیزی نیست. لذا قائلین به تعلق اوامر و نواهی به افراد باید کسانی باشند که معتقدند که«الحق ان وجود الطبیعی عین وجود افراده». اما آنهایی که قائلند به این که اوامر و نواهی به طبایع متعلق است فی مقابل الافراد اینها باید آنهایی باشند که همه شان رجل همدانی و تابع رجل همدانی باشند که برای طبیعت یک وجود مستقل و یک وجود مغایری با وجود افراد قائل شوند و آن را به منزلۀ«اب» نسبت به افراد و ابناء فردیه تلقی کنند.

تعلق اوامر و نواهی به طبایع یا به افراد و نظر مشهور

آیا نزاع ما چنین نزاعی است؟ ظاهر این است که نه، مورد نزاع این نیست ولو این که بعضی از مبعّدات گذشته در این نیست، یعنی این با عبارت مخالفت ندارد، چون در احتمال قبلی می گفتیم کلمۀ افراد را باید برداریم و جایش کلمۀ وجودات را بگذاریم اما در این احتمال این مبعّد نیست اما دو مبعّد دیگر که یکی لازمۀ تحریر محل نزاع به این صورت است که این مسأله را از اصولی بودن خارج کنیم و این را از فروعات آن مسأله ای که در منطق و فلسفه بحث شده از نتایج آن قرار دهیم، بگوییم: «من یقول بأنّ وجود الطبیعی عین وجود الافراد و من یقول بتعلق الاوامر و النّواهی بالافراد» این که وجود طبیعی غیر از وجود افراد است«یقول بتعلق الاوامر و النواهی بالطبایع» پس مستلزم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه