سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 260

صفحه 260

برعکس آن چیزی که چه بسا گفته می شود که وضع خاص و موضوع له عام غیر معقول است. اگر نظرتان باشد در ذهن من این طور بود و عرض کردم که وضع عام، موضوع له خاص یک امر غیر معقولی است و علتش هم این است که از دریچۀ عام نمی شود افراد را تماشا کرد برای این که فردیت افراد متقوم به عوارض فردیه و مشخص هست و این عوارض فردیه و مشخصه هیچ سنخیتی با ماهیت انسان ندارد. «کون الزید ابن عمرو» این چه ربطی به ماهیت حیوان الناطق دارد؟ «کون الزید متولد فی زمان کذا و مکان کذا» این مسائل مغایر با ماهیت انسان است.

معنای مغایرت، تضاد نیست، معنای مغایرت عدم ارتباط است، عدم ارتباط همان طوری که در باب صلاه و غصب، می گویید عنوان صلاه به عنوان غصب چه عنوانی دارد؟ لکن گاهی اتحاد وجودی پیدا می کنند. عوارض مشخصه هم از دریچۀ حیوان الناطق که تمام محدودۀ ماهیت انسان است، اصلا قابل دیدن و قابل مشاهده نیست، لکن حالا این یک بحث مبنایی است، ندیدم کسی هم این حرف را بزند که وضع عام، موضوع له خاص ممتنع است. لکن به ذهن من آمد و در آن بحث صحبت کردیم، این اشکال را کنار می گذاریم.

اشکال دوم: عدم دلیلیت وضع عام و موضوع له خاص در اسم جنس

اما اشکال مهم در ما نحن فیه دو چیز است که یکی از آن دو باز اهمیت فوق العاده دارد و به آن خیلی تکیه می کنیم، این است که اگر مسألۀ ما نحن فیه مبتنی بر آن مسأله بود که آیا اسم جنس وضعش عام، موضوع له آن عام است، یا وضعش عام موضوع له خاص است. باید در استدلال طرفین حتی اشاره ای به این معنا شده باشد یعنی وقتی که ملاحظه می کنیم قول آن کسی را که می گوید اوامر و نواهی به طبایع متعلق است، می پرسیم چرا؟ در مقابل ما، این طور استدلال نمی کند که من معتقدم که در اسماء اجناس وضع عام و موضوع له عام است.

آن کسی که می گوید اوامر و نواهی به افراد متعلق است وقتی که سؤال می کنیم به چه دلیل؟ حتی به عنوان یکی از ادله هم این معنا را ذکر نمی کند که من معتقدم اسم جنس وضع عام و موضوع له خاص است. اگر نزاع باطنش چنین نزاعی بود و ابتنای بر اختلاف در مفاد اسم جنس داشت، باید طرفین ولو اشارتا به این معنا نظر داشته باشند در حالی که در کلمات هیچ کدام اشارۀ به این معنا نیست، بلکه وقتی که انسان کلمات اینها را ملاحظه می کند، از حرفها و ادله این طوری استفاده می شود که این به عنوان یک مسألۀ عقلیه مطرح است، نه به عنوان یک مسألۀ لغویّه مثل مسألۀ مقدمۀ واجب که نزاع در ملازمه بود و حاکم به ملازمه هم عبارت از عقل بود، ظاهر این است که این مسأله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه