سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 263

صفحه 263

شود. خود تحقق، دلالت بر وجود می کند خود«صدر منه الضرب» صدورش دلالت بر وجود می کند، در حقیقت در فعل ماضی نفس هیأت دلالت بر وجود می کند. دیگر لازم نیست که در ماده هم معنای وجود را اشراب کنید. در فعل مضارع هم همین طور، «یضرب» یعنی«یتحقق الضرب من زید فی ظرف المستقبل». اگر یضرب را این طوری معنا کردیم«یتحقق من زید الضرب». این «الضرب» ش دیگر عنوان وجود در آن اشراب نشده، خود«یتحقق» دلالت بر معنای وجودی دارد.

لذا این خصوصیت برای صیغۀ امر است، صیغۀ امری که مفادش طلب متعلق به ماهیت است، یا به قول ما بعث متعلق به ماهیت است. آیا ماهیت معروضۀ برای هیأت افعل بالخصوص که در ماضی و مضارع این حرف نیست، این معروضیت سبب می شود که پای وجود در بین بیاید، یا این معروضیت سبب نمی شود که پای وجود در بین بیایید؟ آنهایی که قائل هستند به این که اوامر و نواهی به طبایع متعلق است، می گویند: این معروضیت برای هیأت افعل هم اقتضا ندارد که معنای اصلی مصدر که عبارت از ماهیت است، انقلاب پیدا کند.

اما آنهایی که می گویند اوامر و نواهی به افراد متعلق است، می گویند: حرف سکاکی درست اما این معروضیت به هیأت افعل، این نقش را دارد که معنای«اضرب» در رابطۀ با ماده«اطلب منک وجود الضرب» می شود. اما در ضرب نمی گویند تحقق منه وجود الضرب. خود تحقق که مفاد هیأت است این معنای وجود را دلالت دارد آیا اگر این نزاع را به این صورت در اینجا مطرح کنیم که در حقیقت احتمال چهارم در تحریر محل نزاع است درست است یا نه؟ ظاهر این است که این هم درست نیست به دلیلی که بعد ان شاء الله بیان می کنیم.

پرسش:

1 - محل نزاع در متعلق اوامر و نواهی را بنا بر احتمال سوم تقریب نمایید.

2 - ارجاع نزاع در متعلق اوامر و نواهی به نزاع در اسماء اجناس مستلزم چه اشکالاتی است؟

3 - کیفیت رجوع حقیقت نزاع به نزاع در اسم جنس چگونه است؟

4 - عدم دلیلیت وضع عام و موضوع له خاص در اسم جنس را توضیح دهید.

5 - نقش ماده و هیئت در مصدر چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه