سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 273

صفحه 273

هستند. چطور با این که«لا موجوده و لا غیر موجوده» وجودش می تواند به طبیعت اضافه بشود اما «لا مطلوبه و لا غیر مطلوبه» طلبش نمی تواند به طبیعت اضافه بشود؟

علاوه؛ از ایشان سؤال می کنیم که شما بالاخره قضیه«الماهیه موجوده» را می پذیرید یا نمی پذیرید؟ اگر انسانی در خارج وجود پیدا کرد شما می گویید که ماهیت انسان در خارج موجود شد؟ این قضیه حملیه که موضوعش عبارت از ماهیت است و محمولش عبارت از موجوده است، این قضیه را قبول دارید یا نه؟ اگر بفرمایند: نه، پس می گوییم: چه چیز در خارج وجود پیدا می کند؟ چه چیز معروض برای وجود است؟ چه چیز اتصاف به وجود پیدا می کند؟ چاره ای ندارید جز این که بگویید که این ماهیت است که چون تساوی نسبت به وجود و عدم دارد وقتی که یک علت مرجّحه و یک علت موجده پیدا شد، این ماهیت در خارج وجود پیدا می کند. درست است که خودش وجود بالذات ندارد، اما با علت مرجّحه آنکه اتصاف به وجود پیدا می کند ماهیت است.

جسم نسبت به بیاض، تساوی نسبت دارد اما اگر یک علتی این جسم را معروض بیاض قرار داد، معروضیّتش دیگر امر مجازی نیست. حقیقتا جسم اتصاف به بیاض پیدا کرده است ولو این که اگر آن علت خارجیۀ مرجّحۀ موجبه نبود، جسم اتصاف به بیاض پیدا نمی کرد، اما با وجود آن علت، معروضیت به نحو مسامحه و تجوز نیست بلکه معروضیت به نحو واقعیت و حقیقت است لذا در ماهیات ممکنه ولو این که تساوی نسبت به وجود و عدم دارد و تا زمانی که علت وجود تحقّق پیدا نکند، ماهیت، وجود پیدا نمی کند اما بحث این است که بعد از آنکه علت وجود، تحقّق پیدا کرد، اتصاف ماهیت به وجود، یک واقعیت است یا یک مسامحه و تجوز است؟ نمی شود کسی بگوید: این اتصاف به نحو تجوز تحقّق پیدا می کند لذا قضیه«الماهیه موجوده» را کسی نمی تواند انکار بکند.

از مرحوم آخوند سؤال می کنیم که شما چطور بین این دو قضیه را جمع می کنید از یک طرف می فرمایید: «الماهیه موجوده» و از یک طرف می فرمایید: «الماهیه لا موجوده و لا معدومه»؟ بین این دو قضیه که هر دو صادق است و جای شبهه نیست چطوری جمع می شود؟ آیا راه جمعی غیر از این به نظر می رسد که بگوییم: «الماهیه من حیث هی هی، لیست الاّ هی لا موجوده و لا غیر موجوده» این مربوط به مقام ذات و ذاتیات است، مربوط به حمل اولی ذاتی است یعنی در ماهیت انسان، وجود، نقش ندارد، عدم، نقش ندارد، مطلوبیت، نقش ندارد، غیر مطلوبیت نقش ندارد اما در عین این که به حسب ذات و ذاتیات، وجود و عدم خارج از دایرۀ ماهیت است اما به حسب واقعیت، به حسب حمل غیر اولی ذاتی نمی توانیم بگوییم که«الماهیه لیست بموجوده فی الخارج و لا معدومه» ماهیت در خارج نه وجود دارد و نه معدوم است. آیا می شود کسی چنین حرفی را بزند؟ پس در عین این که از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه