سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 29

صفحه 29

برای آنجایی است که نماز از نظر وقت وسعت داشته باشد مثل این که کسی در اول وقت وارد مسجد می شود، می بیند مسجد آلودۀ به نجاست است، اینجا ازاله، وجوبش فوری است. اما نماز له وقت وسیع تا چند ساعت وسعت وقت دارد والا اگر همین معنا در آخر وقت پیش بیاید مثل این که کسی یک ربع به غروب مانده وارد مسجد شد نماز هم نخوانده و مسجد را آلودۀ به نجاست می بیند اینجا دیگر مسألۀ وجوب ازاله اهم از وجوب نماز نیست. اینجا نماز اهمیت دارد«لان الصلاه لا تترک بحال» اما ازاله در این مورد تأخیرش هیچ مانعی ندارد. این هم راجع به این مثال معروف.

استلزام قول به ملازمه با قول به اقتضا

اینهایی که قائل شدند به این که امر به شیء مقتضی نهی از ضد است، مثال می زنند به مسألۀ ازاله و صلاه که تصادفا در فقه مثال فراوان دارد امر به شیء مقتضی نهی از ضد است. نه این که اختصاص به این مثال داشته باشد، اینها نوعا مبنایشان و پایۀ قول به اقتضایشان، روی مسألۀ مقدمیت دور می زند، باید یک مطلب کلی را اینها ثابت کنند که هر کجا دو ضد داشته باشیم علاوۀ بر این که هر ضدی خودش یک مقدمات خاصه ای دارد، لکن یکی از مقدماتش هم«عدم الضد الآخر» است، نبود ضد دیگر مقدمۀ برای وجود این ضد است، ازاله همان طوری که مقدماتی لازم دارد، یکی از مقدماتش هم«ترک الصلاه» است. باید صلاه کنار رود تا بتواند ازاله تحقق پیدا کند زیرا که در حال اشتغال به صلاه، ازاله امکان پذیر نیست. پس اولین مطلبی را که اتفاقا مسألۀ بسیار مشکلی است که باید مقدمیت را در رابطۀ با«کلا المتضادین» ببینیم این که هر ضدی«یتوقف علی عدم ضد الآخر» این مقدمیت باید ثابت شود بعد از آن که مقدمیت ثابت شد باید در مسألۀ مقدمۀ واجب هم قائل به ملازمه شده باشد والا اگر مقدمیت را قائل باشد؛ اما در بحث مقدمۀ واجب مثل ما که انکار کردیم ملازمه را اگر کسی منکر ملازمه باشد، دیگر نمی تواند قائل به اقتضا شود. حالا توضیحش را ذکر می کنیم باز مسأله به این هم تمام نمی شود. اگر قائل به مقدمیت و تحقق ملازمه در مقدمۀ واجب شد باز هم مطلب تمام نمی شود چرا؟ برای این که این چه مقدار را ثابت می کند شما ثابت کردید که «ترک الصلاه مقدمه للازاله» خیلی خوب قائل به ملازمه هم شدید، ملازمه چه می گوید؟ می گوید:

«اذا کانت الازاله واجبه فترک الصلاه بعنوان المقدمه یکون واجبا» این ترک الصلاه یکون واجبا مدعای شما که این نیست. مدعای شما این است که می خواهید نماز را منهی عنه قرار دهید تا اینجا شما ثابت کردید فرضا که«ترک الصلاه مقدمه للازاله» قبول کردیم فرضا ملازمه را هم در بحث مقدمۀ واجب قائل شدید و گفتید: «اذا کانت الازاله واجبه فترک الصلاه یکون واجبا» مدعای شما این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه