سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 3

صفحه 3

این دو قسم از نظر مقدمات بینشان فرق است، و تفصیلی که ما در«مقدمه الحرام» می خواهیم بدهیم، به لحاظ همین دو قسمی است که در خود حرام وجود دارد، می فرماید: اما آن قسم اول، که اراده نقشی در مبغوضیت فعل حرام ندارد، آن جا معتقدیم که، علت تامۀ این فعل حرام، محکوم به حرمت غیریه است، و به تعبیر ایشان محکوم به کراهت است، که کراهت در مقابل اراده است، و مقصود همان مبغوضیت و حرمت غیریه است. در قسم اول علت تامه را، بنابر این که در بحث مقدمۀ واجب قائل به ملازمه هستیم، و بهترین دلیل و متین ترین دلیل را در باب ملازمه همان مسألۀ وجدان می دانیم، که مرحوم آخوند در کفایه، به همین مسألۀ وجدان تکیه کردند، و بهترین دلیل ملازمه را همان مسألۀ وجدان دانستند، حالا ایشان می فرماید، چون در مقدمۀ واجب قائل به ملازمه هستیم و دلیل بر ملازمه را هم، مسألۀ وجدان می دانیم، در این قسم اول از افعال محرمه معتقد هستیم که علت تامۀ آن طبق همان ملازمه، اتصاف به کراهت و حرمت غیریه دارد. شاهد آن وجدان است که اگر به وجدان خود مراجعه کنیم، ببینیم که از یک چیزی تنفر داریم و بدمان می آید، آیا بین این تنفر از یک شیء و تنفر از علت تامۀ این شیء به حسب وجدان، ملازمه نیست؟

می فرمایند: چرا، به وجدان که مراجعه می کنیم، چنین ملاحظه ای را وجدان قائل است. اگر علت تامه یک شیء بسیط غیر مرکب، مختلف باشد، و به عبارت دیگر اگر این حرام تنها یک مقدمه دارد، آن مقدمه که تحقق پیدا کرد، لامحاله حرام تحقق پیدا می کند، منتهی ارادۀ مکلف در تحقق علت تامه نقش دارد، اما در مبغوضیت معلول که عبارت از فعل حرام است، فرق این است که هیچ گونه، نقشی ندارد، در آن جایی که مقدمه تک باشد، و واحد باشد، این مقدمۀ واحده به عنوان این که علت تامه است، و معلول آن هم فعل حرام است و اراده هم در مبغوضیت هیچ گونه نقشی ندارد، نتیجه این می شود که این علت تامۀ واحده اتصاف به حرمت غیریه و به تعبیر ایشان، به کراهت که مقصود کراهت اصطلاحی نیست، همین کراهت به معنای لغوی است که از آن تعبیر به حرمت می کنیم. این اتصاف به حرمت غیریه پیدا می کند.

اما اگر این معلول دارای مقدمات متعددی شد، مثل این که سه مقدمه دارد، که اگر این سه مقدمه، تحقق پیدا کند، این فعل حرام تحقق پیدا می کند. اما اگر یکی از این مقدمات هم تحقق پیدا نکند، فعل حرام وجود پیدا نمی کند. این جا چه بگوئیم؟ ایشان می فرماید: همان طور که در باب واجبات، یک قسم واجب داریم، که از آن به واجب تخییری تعبیر می کنیم، در رابطۀ با این سه مقدمه، یک حرمت تخییریه قائل شویم. که معنای حرمت تخییریه این است، آن که بر مکلف لازم است، این است که یکی از این مقدمات را نگذاریم تحقق پیدا کند، اما کدامش را؟ آن دیگر اختیار با خودش است. برای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه