سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 313

صفحه 313

امکان ندارد که سه شیء متغایر در حصول یک اثر و یک غرض نقش داشته باشد؟! مولا می گوید:

چرا ولی چه منافاتی دارد، چه ملازمه ای در کار است که اگر سه چیز با قدر جامعشان مؤثر در حصول یک غرضی بودند، من مجبور باشم که وجوب را به وجوب تعیینی متعلق به آن قدر جامع بکنم، و تخییر بین این سه شیء و این سه طریق تخییر عقلی باشد؟ بلکه در عین اینکه این سه چیز با قدر جامعشان نقش در حصول آن غرض واحد دارند، من اینها را به نحو واجب تخییری شرعی واجب می کنم، مخصوصا با توجه به یک نکته، که ما مکلفین آشنای به اطراف واجب تخییری نیستم. ما چه می دانیم که در کفارۀ افطار ماه رمضان سه چیز، آن هم سه چیزی که هیچ سنخیت ظاهری با هم ندارد، مسألۀ عتق رقبه کجا، مسأله صوم ستین یوما کجا؟ مسأله اطعام ستین مسکینا، اینها هر کدامشان یک موضوعی هستند که به حسب ظاهر هیچ ارتباط به دیگری ندارد.

لذا اینجا سؤال می شود که مولا اینجا چکار کند؟ از مرحوم آخوند می پرسیم: مولا اینجا چه کند؟ شما که نمی دانید که این سه چیز قدر جامع دارد، شما که نمی دانید این سه چیز هر کدامش مؤثر در حصول غرض مولاست، یک غرض هم بیشتر ندارد، سه راه دارد، راهی هم هست که عقل من و شما به این راهها نمی رسد، خود مولا هم می گوید: جز غرض واحد چیزی مطرح نیست، و من مولای عالم به واقعیات و محیط به واقعیات می دانم که بین این سه چیز قدر جامعی وجود دارد، و به واسطۀ آن قدر جامع، تأثیر در حصول غرض من می کند. به نظر شما مولا در این جا چه راهی دارد؟ با قطع نظر از اینکه اجباری نیست ولی گویا اجبار دارد که به صورت واجب تخییری مطرح کند، برای اینکه اگر بخواهد مسأله را به غیر عنوان واجب تخییری مطرح کند، به نظر شما چطور مولا حکم خودش را بیان کند؟ چه راهی برای بیان حکم دارد؟

در آن مواردی که تخییر عقلی هست، آنها نیاز به بیان مولا ندارد، مولا می گوید: از ظهر تا غروب باید یک نماز ظهر و عصری خوانده شود، از توسعۀ زمانی، تخییر عقلی بین زمانهای مختلف استفاده می شود، و از عدم تقیید به مکان معین، تخییر عقلی بین مکانها استفاده می شود، که می خواهی در خانه نماز بخوان یا در مدرسه نماز بخوان، در خانه دوست و همسایه نماز بخوان، اینها را عقل پی می برد، اما در مسألۀ واجب تخییری در مثل کفارۀ افطار در ماه رمضان با تسلّم همۀ مسایلی که مرحوم آخوند روی آن تکیه کردند، اولا سؤال این است چه اجباری دارد مولا که مسأله را به صورت واجب تعیینی مطرح بکند، و بعد تخییر، تخییر عقلی باشد؟ ثانیا چطور مولا که مسأله را به صورت واجب تعیینی مطرح بکند، و بعد تخییر، تخییر عقلی باشد؟ ثانیا چطور مولا در اینجا مسأله را برای من و شما بیان کند؟ آیا راهی غیر از این دارد که بگوید: «من أفطر فی شهر رمضان متعمدا یجب علیه»، یا اینکه عتق کند و یا روزه بگیرد ستین یوما و یا اطعام کند ستین مسکینا؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه