سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 326

صفحه 326

این ترسیم خط دو نوع است: یک وقت ترسیم خط تدریجی است، کما این که اکثرا این طور است که یک خط یک ذراعی را وقتی انسان می خواهد ترسیم کند، از یک سانت و دو سانت همینطور شروع می کند تا به یک ذراع می رسد، اما گاهی در ترسیم خط بواسطه بعضی از ابزارآلات یک جا و دفعتا خط یک ذراعی تحقق پیدا می کند. فرض کنید مثل این که لبۀ یک خطکشی را با مرکب و جوهر، مرکب بزنند، و دفعتا لبۀ خطکش را روی یک کاغذ قرار بدهند، که این جا دفعتا خط یک ذراعی تحقق پیدا می کند، بدون این که تدریج و تدرّجی در کار باشد.

قائل به استحاله مدعی است که در هر دو صنف، چه اقل و اکثر تدریجی، و چه اقل و اکثر دفعی، استحاله تحقق دارد. منتها در اقل و اکثر تدریجی یک قدری روشنتر و واضحتر است، به این کیفیت که کسی یک تسبیحات اربعه را گفت، اقل حاصل شد، با حصول اقل، غرض مولا تحقق پیدا کرد، با حصول غرض مولا، امر و تکلیف ساقط شد، دیگر چه زمینه ای برای اکثر می تواند باقی باشد؟ و چون تدریج و تدرّج است، خیلی روشن است، چون یک مرتبه که انسان نمی تواند تسبیحات اربعه را سه مرتبه القا کند، چاره ای ندارد که اول تسبیحات اربعه را یک بار، و بعد هم بار دوم، بعد هم نوبت به مرتبۀ سوم می رسد. می گوید: بعد از آنکه دفعۀ اول تسبیحات اربعه را گفت، دیگر چه حالت انتظاری برای شماست؟ چه کمبودی در حصول غرض مولاست؟ چه نقصانی در تحقق مکلف به وجود دارد؟ وقتی مکلف به حاصل شد، غرض حاصل شد، مطلوب مولا تحقق پیدا کرد، امر ساقط می شود، دیگر چه زمینه ای برای اکثر می تواند باقی باشد؟

استحالۀ تخییر بین اقل و اکثر در دفعیات

قائل به استحاله می گوید: این در تدریجیات خیلی روشن است، لکن در دفعیاتش هم مسأله همین طور است، منتها در اقل و اکثر دفعی باید به محل نزاع که ما تحریر کردیم، یک قدری توجه داشته باشد. ما آن روز گفتیم: این اقل و اکثری که محل نزاع است، آن اقل و اکثری است که اقلش به صورت لا بشرط از زیاده و انضمام در کار باشد، و الا اگر اقلش مشروط بشرط لا باشد، مقید به عدم زیاده باشد، مقید بعدم انضمام اکثر باشد، این اسمش اقل و اکثر نیست، این اسمش متباینین است، این می شود مثل«عتق رقبه و صیام ستین یوما و اطعام ستین مسکینا»، چطور آنها امور غیر مرتبطه و مغایرۀ با هم هستند، اگر اقل را بشرط لا از زیاده فرض کنیم، قائل به استحاله می گوید: دیگر اینجا قائل به استحاله نیستیم، و از محل کلام خارج است. محل کلام آنجایی است که غرض مولا بر نفس وجود اقل و ذات اقل ترتب پیدا می کند چه در ضمن اکثر باشد یا تنها باشد، هیچ گونه قید و شرطی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه