سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 359

صفحه 359

واجب عینی تمام کنند. لکن اصل حرف را می شود قبول کرد، اما استفادۀ در باب اطلاقش قابل مناقشه است. و آن این است که بگوییم: معنای«اقیموا الصلاه» این است، هر کسی مکلف به صلاه است و این تکلیف اطلاق دارد یعنی«سواء صلی الغیر الصلاه ام لم یصل؟» زید مکلف به نماز است، می خواهد عمرو نماز ظهر و عصرش را بخواند می خواهد نخواند. می خواهد بکر نماز ظهر و عصرش را بخواند و می خواهد نخواند. یک اطلاقی در خود تکلیف در واجب عینی وجود دارد. اما در واجب کفایی یک قید وجود دارد. دفن میت واجب است مشروط به این که دیگری متصدی این دفع نشده باشد. و دیگری این واجب کفایی را در خارج انجام نداده باشد. اما اگر دیگری متصدی شد و این واجب کفایی را انجام داد دیگری«لیس بمکلف» برای این که قیدش و شرطش حاصل نیست، این هم از نظر تصویر بد نیست.

مرحوم آخوند(ره) هم در بحثهای گذشتۀ خود روی این تکیه داشتند، منتهی یک استفاده ای هم در دوران بین واجب عینی و کفایی از این طریق می خواستند داشته باشند که ما آن استفاده را قبول نکردیم، اما اصل مطلب را امکان دارد انسان بپذیرد. لکن راه اول که سنخ واجب تخییری را در رابطۀ با مکلف فرض کنیم، به نظر روشن تر و ظاهرتر می آید. این یک قسم واجب کفایی تا اقسام دیگر«ان شاء الله».

پرسش:

1 - تعریف محقق نائینی(ره) از واجب کفائی را بیان نمایید.

2 - اشکال استاد بر تعریف ایشان از واجب کفایی را بیان نمایید.

3 - احتمال دوم در تعریف واجب کفایی چه تفاوتی با تعریف محقق نائینی دارد؟

4 - چرا بنابر دو احتمال مذکور تصویر واجب کفائی در مثال«ساب النبی» نادرست است؟

5 - تصویر صحیح از واجب کفائی در مثال«ساب النبی» از چه راهی ممکن است؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه