سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 362

صفحه 362

می شود بین این دو سنخیتی قائل شد، می شود بین این دو ملائمتی آورد یا این که این یک مطلب غیر عقلائی است؟ عقلا می گویند: چه معنی دارد برای یک نماز بر میت، که یک نفر یا ده نفر می تواند انجام دهد، همۀ مکلّفین در عالم را به عنوان یک مصداق از«صرف الوجود مکلفین، «مکلف» کنند.

این یک مسأله غیر عقلائی است و همین طور آن احتمال دیگر که ما در واجب کفائی مکلف را «جمیع المکلفین» قرار دهیم، اما بدون قید مباشرت. بدون تقیید به مباشرت، می گوییم درست است که قید مباشرت در کار نیست، اما نفس همین معنی که بگوییم: «ایها المسلمون» (تازه احکام فقهیه و فرعیه اختصاص به مسلمین هم ندارد،) لکن ما در دایرۀ مسلمین بگوییم: «ایها المسلمون فی العالم یجب علیکم الصلاه» آن هم«صلاه واحده علی هذا المیت» ولو این که قید مباشرت هم همراهش نیست، و مکلف به خالی از قید مباشرت است. آیا این یک مطلب عقلائی است. ظاهر این است که در این قسم دوم از واجب کفائی که مأموربه طبیعتی است که دارای مسائل متعدد است، لکن تنها مصداق واحد، حکم وجوبی به آن تعلق می گیرد و محصل غرض وجوبی مولاست، ما نه می توانیم مسأله«صرف الوجود» را به عنوان تصویر واجب کفایی مطرح کنیم و نه مسأله جمیع المکلفین را با حذف قید مباشرت. بلکه همان دو راهی را که ذکر کردیم، در حقیقت برگشت به همان قسم می کند.

منتهی فرقش با آن قسم این است که«دفن المیت» امکان تعدد نداشت اما صلاه بر میت امکان تعدد دارد. اما از نظر این که«ما هو الواجب، و ما هو المأمور به؟» هر دو قسم یکسان هستند. آنجا در«دفن المیت» دیگر لازم نبود بگوییم: یکبار. خود یکبار در معنای«دفن المیت» خوابیده بود. اما اینجا باید بگوییم: صلاه بر میت یک بار لازم است. این کلمۀ یک بار اینجا اضافه می شود، اما از جهت حقیقت واجب کفایی هیچ فرقی نمی کند. ما یا مسأله را شبیه واجب تخییری حل کنیم که اصلا واجب تخییری یک سنخ دیگری از وجوب است و بگوییم: واجب کفائی هم یک سنخ خاصی از وجوب است؛ منتهی خصوصیت سنخیت واجب تخییری در رابطۀ با مکلف به است اما خصوصیت سنخی واجب کفایی در رابطۀ با مکلف است و الا تحلیل در هر دو یکسان است، فقط مورد تحلیل آنجا خود واجب است، اما مورد تحلیل در اینجا مکلف است. همان طور که قبلا هم اشاره کردیم راه بهتر از همین دو راهی که خودمان ذکر کردیم، همین است.

تصویر واجب کفائی در کلمات مرحوم آخوند(ره)

لکن یک راه دومی هم هست که از بحثهای گذشتۀ خود مرحوم آخوند استفاده می شود و آن این است که بگوییم: در واجب عینی وجوب اطلاق دارد. یعنی«سواء تحقق هذا الواجب من الغیر ام لم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه