سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 387

صفحه 387

بالوقت کانت مأمورا بها» در اینجا هم همین طور است«الماء المقید بحصول التغیّر فی احد اوصافه الثلاثه کان نجسا». اگر این وصف و قید نبود، اگر تغیّر احد اوصاف ثلاثه اش نبود آیا شما حکم به نجاست این ماء می کردید؟ یا این که این تغیّر قیدیت دارد و مدخلیت دارد در موضوع برای حکم به نجاست، پس هم در«صلّ فی الوقت» مسألۀ تقیّد مطرح است و هم در«الماء المتغیر» مسألۀ تقیّد مطرح است، با این که موضوع و متعلق حکم در هر دو مقید«بما هو مقید» است، چطور شما در«الماء متغیر» بعد زوال تغیّره و زوال قیده استصحاب را جاری می کنید اما در مسألۀ موقت بعد«زوال الوقت و ارتفاع القید» می گویید: حق ندارید سراغ استصحاب بروید، بین این دو چه فرق می کند.

همان طوری که در آن مثال استصحاب جاری است، در ما نحن فیه هم مجبورید که استصحاب را جاری بدانید، این«ان قلت» به حسب ظاهر یک«ان قلت» مهمی هست و نیاز دارد به این که در جوابش یک مقدار دقت شود.

تفاوت ما نحن فیه با ماء مشکوک الطهارت در جریان استصحاب

اولا بین این دو مثال فرقی در این جهت وجود دارد که در مسألۀ«صل فی الوقت» حکم تکلیفی مطرح است، مسألۀ وجوب مطرح است، خوب وجوب یکی از احکام تکلیفیه است، اما در مسألۀ «الماء المتغیر احد اوصافه الثلاثه نجس» نجاست حکم وضعی است نه حکم تکلیفی، آیا صرف همین مقدار می تواند فارق باشد؟ باید اینجا یک قدری دقت کنیم تا ببینیم بین حکم تکلیفی و بین حکم وضعی فرق وجود دارد و همین فرق اقتضا کرده است که در باب حکم تکلیفی نمی توانیم استصحاب را جاری کنیم، اما در باب حکم وضعی می توانیم استصحاب جاری کنیم.

بیان این فرق این است که ما در همین اواخر، یعنی اواخر از نظر بحثی، نه از نظر زمانی، یک بحثی را گذراندیم و روی آن هم خیلی دقت کردیم و آن بحث این بود که آیا اوامر و نواهی به طبایع متعلق است یا به افراد؟ آنجا ثابت کردیم که اوامر و نواهی به طبایع تعلق می گیرد، البته با توسعه ای که در عنوان آن بحث دادیم، و آن توسعه این بود که مسألۀ اوامر و نواهی موضوعیت ندارد، احکام تکلیفیه به هر کیفیتی و به هر عبارتی مطرح شود، ولو با کلمۀ«یجب» مطرح شود، ولو با کلمۀ «حرمت علیکم المیته» مطرح شود، اختصاص به وجوب و حرمت هم ندارد، در باب استحباب و کراهت و اباحه هم مسأله این چنین است.

آنجا گفتیم: که همۀ اینها متعلق به طبایع هستند و مقصود از طبایع حتی وجود طبیعت نیست، بلکه نفس ماهیت است، نفس عنوان است، نفس مفهوم است و اگر نظرتان باشد این که مرحوم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه