سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 398

صفحه 398

بنابر قول به عدم، دایرۀ منهی عنه توسعه پیدا می کند که حتّی آن کسی که«لا یمیل الی شرب الخمر بوجه اصلا و لا یمیل الی الزنا بوجه اصلا» مع ذلک نهی به او هم توجّه پیدا می کند. امّا اگر کسی منهی عنه را عبارت از امر وجودی قرار دهد، مسأله کفّ نفس قرار دهد، این امر، در جایی تحقّق پیدا می کند که زمینۀ ارتکاب و مقتضی ارتکاب وجود داشته باشد و نهی به عنوان یک مانع و به عنوان یک بازدارنده مطرح شود. ممکن است یک چنین ثمرۀ عملیّه ای هم کسی مترتب بر این نزاع کرده باشد. لکن چه اینهایی که قائلند به این که در باب نواهی، مطلوب عدم الطبیعه است و چه اینهائی که قائلند این که مطلوب یک امر وجودی است. هر دو در یک جهت اتفاق و اتّحاد دارند که می گویند: در باب نواهی هم پای طلب مطرح است، همان طوری که در باب اوامر، مسألۀ طلب مطرح است، در حقیقت، هیئت افعل در باب اوامر و لا تفعل در باب نواهی مشترکند که در اینها مولا مطلوبی دارد و طلبی دارد، منتها اختلاف بین اوامر و نواهی در متعلّق طلب و در مطلوب مولا است.

در باب اوامر، مطلوب مولا وجود الطبیعه است، در باب نواهی، مطلوب مولا یا«عدم الطبیعه» است یا«کفّ النفس عن الطبیعه» امّا در اصل این که اینجا طلبی در کار است و مطلوبی مولا دارد، اوامر و نواهی متحد و مشترک هستند. آیا واقعیّت مسأله این چنین است؟ در باب اوامر و نواهی، اختلافشان به مطلوب برمی گردد که مطلوب آن، وجود الطبیعه است و مطلوب این، عدم الطبیعه یا کفّ النفس عن الطبیعه. آیا مسأله این طور است؟ یا واقعیّت مسأله غیر از این است، اصلا باب امر با باب نهی، بین خودشان یک اختلاف ماهوی و اختلاف حقیقی وجود دارد و اصولا در هیچ کدامشان اصلا مسأله طلب مطرح نیست، نه طلب حقیقی و نه طلب انشائی که در باب اوامر راجع به این مسأله بحث مفصّلی داشتیم.

بعث و زجر تکوینی

واقعیّت مسأله این است که در تکوینیّات، اوّل تکوین را بررّسی می کنیم، بعد به مسأله تشریع می رسیم. در تکوینیّات، اگر یک مولای قادر، یک پدر مقتدری بخواهد که مثلا فرزندش، یک کاری را انجام دهد، تکوینا گاهی از این راه متوسّل می شود که دست این بچّه ها را می گیرد و به جانب آن چیزی که متعلّق غرض این پدر و هدف این پدر است می کشاند و او را وادار می کند که انجام دهد، آنچه را که متعلق غرض و هدف این پدر یا مولاست، از این تعبیر می کنیم به بعث تکوینی. بعث یعنی تحریک کردن به انجام خواستۀ مولا و پدر، لکن نه به وسیلۀ امر، نه به وسیلۀ فرمان، بلکه با استفادۀ از قدرت تکوینی، او را وادار می کند به این که کاری را انجام دهد، مثل اینهایی که مجبور می کنند بر این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه