سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 401

صفحه 401

شرب خمر خدای نکرده اگر واقع شد، می گوید: چه کنم؟ خدا گفته: «لا تشرب الخمر» و اگر مخالفت کنم«استحق العقوبه علی المخالفه» آن هم چه عقوبتی که بر مسأله شرب خمر از ناحیۀ مولا مقرّر و بیان شده است.

لذا با اراده و با اختیار با انتخاب، شرب خمر را رها می کند، منزجر می شود«عن ارتکاب الشرب الخمر». این منع اعتباری مولا در او اثر می کند و او با شرب خمر فاصله می گیرد. پس در حقیقت هیئت افعل و هیئت لا تفعل، اصلا دو معنای متغایر و متباین به تمام معنا دارند و دو هدف متغایر را دنبال می کنند. هیئت افعل، «وضعت للبعث الی ایجاد الطبیعه» حالا این ایجاد که می گوییم، برنگردید به آن حرفهای قبلی که راجع به تعلق احکام به طبایع زدیم، نه، این مسأله وجود در مقابل ترکی است که در باب نواهی، حالا مطرح می کنیم؛ یعنی مولا در باب«أقیموا الصلوه» می خواهد چه کار کند؟ مولا در باب«أقیموا الصلوه» می خواهد با این فرمان خودش مکلّف را سوق دهد، امّا نه تکوینا سوق دهد، اعتباریا تا نماز در خارج از او تحقّق پیدا بکند و این طبیعت مأموربها به دست این مکلّف بعد از زوال الشمس در خارج وجود پیدا بکند.

امّا در باب نواهی، درست نقطۀ مقابل، هدف مولاست. مولا، می خواهد بین مکلّف و بین این طبیعت منهی عنها یک سدّی ایجاد کند، مثل همان سدّ تکوینی که بین بچّۀ غیر ممیزی که به جانب آب می رود و اگر به او کاری نداشته باشند، یک لحظۀ دیگر، خودش را در آب می اندازد و حیاتش را در مخاطره است، اینجا پدر، یک مانع تکوینی و حائل تکوینی به وجود می آورد و نمی گذارد که این معنا در خارج تحقّق پیدا بکند. در نواهی، در عالم اعتبار یک چنین چیزی مطرح است؛ یعنی مولا به واسطۀ«لا تشرب الخمر» می خواهد یک حائل و مانعی بین مکلّف و بین وجود شرب خمر ایجاد کند و نگذارد که بین وجود شرب خمر و بین مکلّف یک ارتباط و یک اتّصالی تحقّق پیدا کند. پس در باب اوامر، هدف تحریک«الی ایجاد الطبیعه المامور بها» است. در باب نواهی، هدف، ایجاد مانع «عن الطبیعه المنهی عنها» است.

از اینجا استفاده می کنیم که هیئت افعل و لا تفعل، اگر هیئت را کنار بزنیم و مادّه و طبیعت را که عبارت از مصدر یا یک معنایی أعم از مصدر که مادّۀ مشتقّات را در آن مفصّلا بحث کردیم، هیئت را اگر از«إشرب و لا تشرب» کنار بزنیم، مادّه اش، عبارت از همان طبیعت و وجود الطبیعه است، هیچ فرقی بین مادّۀ افعل و لا تفعل نمی کند، کلمۀ افعل و لا تفعل، مادّه و یا مصدر عبارت از فعل است، در هر دو فعل است، اختلاف روی هیئت است و اختلاف هم حقیقی است. هیئت افعل، مکلّف را به ایجاد همین فعل دعوت می کند و تحریک می کند اعتبارا؛ لا تفعل، مکلّف را از همین فعل باز می دارد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه