سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 412

صفحه 412

بررسی احتمال اول در بیان منشا تفاوت بین اوامر و نواهی

اما احتمال اول که مسأله را در رابطۀ با وضع بدانیم و ریشۀ فرق را ما در مقام وضع جستجو و پیدا کنیم. قاعدتا به این صورت باید مسأله تقریب شود که بگوییم که واضع هیئت افعل را برای طلب و یا بعث به ایجاد طبیعت ولو به وجود فرد ما وضع کرده باشد. و در باب نواهی هیئت لا تفعل را برای ترک یا زجر همۀ وجودات طبیعت وضع کرده باشد. به این صورت مسأله اختلاف وضع را بررسی کنیم. این حرف غیر صحیح است. برای این که هیئت افعل و لا تفعل یک جهت مشترکه دارند. فعل امر و فعل نهی در ماده مشترک هستند و مادۀ آنها عبارت از همان طبیعت است و به تعبیر آخوند(ره) وجود طبیعت ماده بیش از این مقدار دلالت نمی کند همان ماده ای که در ضرب دارای یک معنای خاصی هست در یضرب هم به همان معناست در اضرب و لا تضرب هم به همان معناست. ماده در اینها از نظر معنی هیچ گونه تفاوت و تغایری نمی کند. در هیأت دو نظر وجود داشت: یک نظر از مرحوم آخوند(ره) بود که می فرمود: هیئت افعل و هیئت لا تفعل در همان عالم هیئت در یک معنی مشترکند. و آن این است که هر دوی آنها دلالت بر طلب می کند و دلالت بر مطلوبیت دارد.

مرحوم آخوند(ره) می فرمودند که فرق بین این دو در همین رابطه است که با هیئت أفعل مطلوب عبارت از وجود الطبیعه است و در هیئت لا تفعل مطلوب ترک الطبیعه است. اختلاف در رابطۀ با مطلوب و در مسأله وجود و عدم در باب افعل وجود مضاف به طبیعت مطلوب است و در باب لا تفعل عدم مضاف به طبیعت مطلوب است. ما به مبنا فعلا کاری نداریم. دو اشکال به این مبنای مرحوم آخوند ذکر کردیم. بر فرض که این مبنا درست باشد افعل معنایش این است«اطلب منک وجود الطبیعه» و لا تفعل معنایش این است: «اطلب منک ترک الطبیعه» آیا در رابطۀ با وضع بیشتر از این فرق وجود دارد و بیشتر از این می توانیم به حساب الفاظ بگذاریم؟ معنای آن اطلب منک وجود الطبیعه است و این معنایش اطلب منک ترک الطبیعه. سؤال این است که چطور شد وقتی که در ناحیۀ وجود و ناحیۀ اوامر شما اضافه می کنید. «اطلب منک وجودا واحدا من وجودات الطبیعه». برای این که با یک وجود مطلوب مولای آمر حاصل می شود. اما در باب نواهی وقتی که می خواهید معنی کنید «اطلب منک ترک جمیع وجودات الطبیعه». این از کجا پیدا شد. این که آنجا می گویید: «اطلب منک» یک وجود از طبیعت را و اینجا می گویید: «اطلب منک ترک» همۀ وجودات طبیعت را، این به کجای وضع ارتباط پیدا کرد؟ ماده که طبیعت است و هیئت هم طلب. یکی طلب الوجود و یکی طلب الترک.

اما این که در باب اوامر وجود واحد مطلوب است و در باب نواهی ترک جمیع الوجودات این فرق از کجا پیدا شد؟ روی مبنای مرحوم آخوند(ره) و روی آن مبنایی که در معنی نهی و معنی امر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه