سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 455

صفحه 455

کلیۀ متصفۀ به عنوان صلاتی و به عنوان غصبی، چطور شد آنجا وحدت جنسی دارد؟ اما اینجا وحدت جنسی ندارد؟ ممکن است که شما این حرف را در جواب از این اشکال بفرمایید، بگویید:

فرقش این است که در مسألۀ«سجود لله و سجود للصنم» ماده اجتماع ندارد، مورد تصادق، تصور نمی شود، یعنی یک جایی نمی توانیم پیدا کنیم که«مجمع العنوانین» باشد و سجود هم سجود لله و هم سجود للصنم را شامل باشد. اما در باب حرکت صلاتی و حرکت غصبی، فرض این است که ماده اجتماع و مورد تصادق، برای این دو عنوان وجود دارد. مادۀ اجتماعشان، همان صلاه در دار غصبی است که هم حرکت کلیۀ صلاتیه بر آن انطباق دارد و هم حرکت کلیۀ غصبیۀ بر آن انطباق پیدا می کند.

پس فارق بین این مثال و آن مثال معروف محل بحث ما، همین است که اینجا تصادق نیست و آنجا مورد تصادق وجود دارد.

جواب از این بیان دو مطلب است: یک مطلب این است که ما صحبت از تصادق نداشتیم، ما داشتیم واحد جنسی را معنا می کردیم، مسألۀ«سجود لله و سجود للصنم» را از دایرۀ واحد جنسی خارج کردیم. حالا سؤال می کنیم که آیا یکی از شرایط واحد جنسی، این است که مورد تصادق داشته باشند که اگر مورد اجتماع و مورد تصادق نباشد، دیگر وحدت جنسیه مطرح نیست؟ آیا مسأله این طور است؟ بین انسان و بقر هم، تصادق وجود ندارد. مگر شما نمی گویید: انسان و بقر تباین کلی دارند؟ مگر معنای تباین کلی این نیست که امکان ندارد یکی از افراد انسان مورد صدق بقر باشد و یا یکی از مصادیق بقر، مورد انطباق انسان باشد، هیچ گونه تصادقی، بین این دو نوعی که تباین کلی دارند، وجود ندارد. اما در عین حال وحدت جنسیه دارند. بلااشکال انسان و بقر در جنس مشترکند و در حیوانیت که جنس قریب این دو نوع است، اشتراک دارند. پس لازم نیست که در وحدت جنسیه، تصادق بر مورد واحد، مطرح باشد. «قلّ ما یتفق» که تصادق بر مورد واحد، پیش بیاید. و الاّ انواع و حتی اصناف یک نوع هم قابل تصادق نیستند. عالم و جاهل، دو صنف انسان هستند، در حالی که نمی شود در یک مورد، مجتمع شوند. هم اتصاف پیدا کند«بانّه عالم» و هم اتصاف کند«بانّه جاهل».

پس کلام در وحدت جنسیه است، در وحدت جنسیه، مسأله تصادق، مطرح نیست. آنچه که قوام وحدت جنسیه است، اشتراک این دو نوع و دو کلی، در جنس واحد است. همین مقدار که در جنس واحد مشترک بودند، این وحدت جنسیه ایجاد می کند. این اولا.

امتناع لحاظ صلاه متحد با غصب در جعل شارع

ثانیا: حالا از این اشکال صرف نظر می کنیم. شما می گویید: فرق صلاه و غصب و«سجود لله و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه