سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 46

صفحه 46

محشی بزرگوار مرحوم محقق قوچانی«قدس سره» ذکر شده بود.

مناقشۀ امام«ره» در توضیح محشی کفایه

این سه مقدمه از نظر امام بزرگوار«قدس سره» این طوری که در درس بیان می کردند و ما هم ضبط کردیم، محل اشکال و مناقشۀ امام بزرگوار قرار گرفت، و در نتیجه این استدلال یک استدلال غیر تامّ و غیر صحیحی به نظر ایشان آمد. می فرمایند: در مقدمۀ اولی که ایشان راجع به متناقضین بحث کردند، و در متناقضین اتحاد در رتبه و اتحاد زمان را این گونه تقریب کردند، اگر وجودی در یک زمان معینی تحقق داشت، ما نقیض این وجود در این زمان معین را عبارت از عدم مطلق نمی دانیم، عبارت از عدم در یک زمان دیگر نمی دانیم، عبارت از عدم در زمان آینده نسبت به آن زمان نمی دانیم، بلکه نقیض آن، عبارت از عدمی است که بدلیل این وجود است، عدمی که لولا این وجود، جای این وجود را پر می کرد، و لولا این وجود، لا محاله آن عدم جانشین این وجود می شد.

امام بزرگوار می فرمایند: ازاین کلام استفاده می شود که اگر زمان در ناحیه وجود، به عنوان قیدیّت مطرح بود، باید در نقیض هم آن زمان به عنوان قیدیّت مطرح باشد؛ یعنی اگر وجود زید را مقیّد کردیم مثلا به قرن چهاردهم، نقیض وجود مقید به قرن چهاردهم، عدم مقید به قرن چهاردهم است، که این زمان خاصّ همان طوری که در ناحیه وجود قیدیت دارد، در ناحیه عدم هم قیدیت داشته باشد، در حالی که واقعیت مسأله این نیست، واقعیت مسأله این است که اگر یک مقیدی داشته باشیم، هر مقیدی، مقید به یک قید، نقیض آن مقیّد عبارت از چیست؟ اگر چیزی مقید به یک شیئی شد، نقیضش عبارت از این نیست که آن مقیّد نباشد، لکن قید تحقق داشته باشد، نقیض مقید به صورت سالبۀ محصله است، نقیض مقید، نبود آن مقید است، و نبود مقید دو مصداق دارد، یک مصداقش این است که مقید هست، و قید وجود ندارد، یک مصداقش این است که ذات مقید نیست تا نوبت به قید برسد.

مثل قصۀ«زید لیس بقائم» به نحو سالبۀ محصله که اگر«زید لیس بقائم» یا روشن تر بگوییم «لیس زید بقائم» این هم می سازد با این که زید وجود داشته باشد، لکن اتصاف به قیام نداشته باشد، و هم می سازد با این که موضوعی وجود نداشته باشد، تا اتصاف به قیام نداشته باشد، اگر گفتیم: رجل أعمی در این مدرسه وجود ندارد، دو فرد دارد: یک فرد این است که رجل وجود دارد«لکنه لیس باعمی» یک فرد این است که اصلا رجلی وجود ندارد تا اتصاف به اعمی بودن یا غیر اعمی بودن داشته باشد. سالبه محصله با هر دو صادق است، این یک مسأله عرفی است؛ در همین مثال این مسأله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه