سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 488

صفحه 488

حکمین است، منتهی حکمش یکی وجوب تخییری و یکی نهی تخییری است؟ یا این که مانع دارد و نمی شود اجتماع حکمین در اینجا تحقق پیدا کند.

پس در باب واجب تخییری و حرام تخییری هم ملاک جریان دارد و همین طور در باب واجب کفایی و حرمت کفائیه، واجب کفائی و حرمت کفائیه به این صورت، که یک عنوانی را مولا به نحو واجب کفایی واجب کند، حالا همین صلاه در دار غصبی فرضا اگر این صلاه مثل صلاه بر میت وجوبش وجوب کفایی بود که اگر یکی از آحاد مکلفین این مأموربه را در خارج انجام دهد و غرض مولا حاصل می شود، اگر این وجوبش وجوب کفایی بود و از طرف دیگر فرضنا که نهی از طبیعت غصب و حرمت غصب هم به نحو حرمت کفائیه بود، به این معنا که هدف مولا این بود که تصرّف در دار غصبی ولو«من واحد من آحاد المکلفین» تحقق پیدا نکند، اگر فرض کنیم که حکم صلاه وجوبش وجوب کفایی و حکم غصب حرمتش حرمت کفایی باشد آیا این سبب می شود که مسألۀ صلاه در دار غصبی از محل نزاع خارج شود؟ و به عبارت دیگر این که صلاه در دار غصبی را داخل در محل نزاع می دانیم برای این است که این وجوبش وجوب عینی و حرمتش حرمت عینیه است، یا این که مسألۀ عینی بودن هیچ نقشی در این معنا ندارد؟ آنچه که موضوع است وجوب و حرمت است، حالا به هر کیفیتی و به هر صورتی این وجوب و حرمت تحقق پیدا کند این دیگر نقشی در مسأله ندارد، سنخ واجب کفایی غیر از سنخ واجب عینی است، سنخ حرام کفایی غیر از سنخ حرام عینی است. او فارقی در مسألۀ اجتماع امر و نهی به وجود نمی آورد، ملاک در مسألۀ اجتماع امر و نهی وجوب و حرمت است.

گفتم که وجوب و حرمت هم خصوصیتی ندارد، در استحباب و کراهت هم همین مسأله وجود دارد، اما ما وجوب و حرمت را در مقابل استحباب و کراهت مطرح نمی کنیم، وجوب و حرمت به عنوان حکمین که«لا یجتمعان فی واحد بعنوان واحد» یعنی آن ضابطۀ کلی را اینجا هم می آوریم، آن چیزی داخل در محل بحث است که اگر به جای عنوانین عنوان واحد باشد امکان ندارد که آن دو جمع شود. حالا می خواهیم با تعدد عنوانین و تصادق بر واحد ببینیم جایز است یا نه؟ به عبارت روشن تر ما سه فرض داریم: یک فرض واحد به عنوان واحد است که بلا اشکال باید جایی را فرض کنیم که اجتماع ممتنع است، فرض مقابلش«عنوانین غیر متصادقین» است، آن هم بلااشکال جایز است و محل بحث نیست، حالا یک فرض برزخی پیدا شد که عنوانین هست لکن«متصادقین فی واحد» است. می خواهیم ببینیم«عنوانین متصادقین فی واحد» آیا ملحق به آن صورت اولی است؟ یعنی عنوان واحد و شیء واحد، همان طوری که عنوان واحد و شیء واحد ممتنع است، «عنوانین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه