سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 495

صفحه 495

می توانند قائل به امتناع شوند، برای این که امتناع در مسألۀ اجتماع امر و نهی روی مسألۀ قبح نیست.

فرضا روی مسألۀ تضاد امتناع دارد، آیا اشعری که قائل به این است که تکلیف به محال جایز است، اگر از او پرسیم که آیا می شود جسم واحد در آن واحد معروض دو عرض متضاد باشد؟ آیا این را هم تجویز می کند یا این که قائل به جواز این نیست؟ تکلیف بمحال را روی مسألۀ انکار قبح می گفت مانعی ندارد.

اما مسألۀ جواز و عدم جواز اجتماع امر و نهی به مسألۀ قبح و عدم قبح ارتباط ندارد، روی نفس حکمین تمرکز دارد که حکمین متعلقین به عنوانین کذلک آیا اجتماعشان استحاله دارد، حالا منشأ استحاله تضاد است یا شیء دیگر یا استحاله ندارد، پس اشعری با این که در آن مسأله قائل به جواز است، در مسألۀ ما نحن فیه ممکن است قائل به امتناع شود، برای این که این دو بحث با هم ارتباطی ندارد، آن بحث مربوط به محالیت مکلف به است، اما این بحث در رابطۀ با خود حکمین و نفس حکمین است و اگر این معنا در ذهنتان خطور کند که اشاعره را کنار بگذارید، اشاعره انکار حسن و قبح کردند و مسألۀ حسن و قبح عقلی را منکر شدند. غیر اشاعره هم می گویند: خود تکلیف محال است ولو این که منشأ محالیتش مکلف به است و محالیّت، از مکلف به، به تکلیف سرایت می کند.

پس در حقیقت قید مندوحه در ما نحن فیه روی مبنای غیر اشاعره می شود معتبر باشد، جوابش این است که درست است که در مسألۀ تکلیف به محال غیر اشاعره قائل به محالیت نفس تکلیف به محال هستند، روی اعتقاد به حسن و قبح، اما در ما نحن فیه جهت محالیتش غیر از آن جهتی است که در آن مسأله مطرح است؟ مسألۀ محالیت تکلیف از ناحیۀ مکلف به می آید، یعنی چون مکلف به محال است تکلیف محال است، اما در مسألۀ اجتماع امر و نهی آنهایی که قائل به استحاله و امتناع اجتماع هستند، اگر از آنها بپرسیم چرا حکم به استحالۀ اجتماع می کنید؟ آیا دلیل می آورند بر این که مکلف به غیر مقدور است؟ ریشۀ استحالۀ اجتماع را محالیت و عدم مقدوریت مکلف به قرار می دهند، پیداست که مسأله چنین نیست و محالیت اجتماع امر و نهی بنابر قول به امتناع هیچ ارتباطی به مسألۀ مکلف به از نظر عدم مقدوریت نمی تواند داشته باشد.

عدم اعتبار قید مندوحه در عنوان مسأله بنا بر مبنای آخوند(ره)

پس این که مرحوم آخوند می فرمایند: در آنجا مسأله تکلیف به محال مطرح است و در ما نحن فیه«تکلیف محال» مطرح است، اینجا محالیت صفت تکلیف است، آنجا محالیت صفت مکلف به است، همین مقدار کافی نیست که جواب از این کسی را که قید مندوحه را معتبر می داند، بیان کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه