سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 509

صفحه 509

آن دلیلی که این حکمین را دلالت کرده و الان بینشان تعارض وجود دارد، آن دلیل از نظر دلالت و از نظر اظهریت و ظاهریت کدامشان تقدم دارد؟ هر کدام اظهر بودند آن را انسان اخذ کند و اگر دلیلین متساوی بودند، اینجا یک بحث قاعده ای دارد که مسأله عبارت از تساقط است یک بحثی هم به لحاظ قواعد باب تعارض منتهی در خصوص خبرین متعارضین این مقبولۀ عمرو ابن حنظله، موضوعش خبرین متعارضین است. یک قواعدی در رابطۀ خبرین متعارضین مطرح است و الا اگر فرض کردیم که دو آیه از نظر دلالت ظاهری با هم متعارض بودند، دیگر قواعد مقبولۀ ابن حنظله اینجا پیاده نمی شود بلکه باید یا توقف کرد، و در نتیجه از راه های دیگر انسان حکم را استفاده بکند.

این فرق حکمی تزاحم و تعارض است.

امّا فرق موضوعیشان این است: در باب متزاحمین، حالا چه متزاحمین در دو حکم متماثل باشد، مثل همان«انقذ الغریق». و چه متزاحمین در امر و نهی باشد هر کجا که مسألۀ تزاحم مطرح است، معنای تزاحم این است که ملاک و مناط در هر دو طرف وجود دارد، منتهی مکلف نمی تواند جمع کند. مثلا وقتی دو انسان در حال غرق شدن هستند، واقعش این است که انقاذ هر کدام دارای صد درجه مصلحت لازمه الاستیفا است. مکلف در مقام عمل قدرت ندارد، جمع بین انقاذین کند این معنایش این نیست که یکی از این دو انقاذها مصلحت خودش را از دست داده، نه، ملاک امر و آن مصلحت تامّۀ ملزمه در انقاذ هر دو غریق وجود دارد، «غایه الامر، عدم قدره المکلف علی الجمع بین الانقاذین». یا اگر در باب امر و نهی یک جا تزاحمی وجود داشت معنای تزاحم بین امر و نهی در یک مورد این است که این مورد به لحاظ امر واجد مصلحت تامّۀ ملزمه هست و به لحاظ امر هم واجد مفسدۀ تامۀ لازمه الاجتناب است، معنای تزاحم یک همچنین چیزی است، هم تمام ملاک الامر وجود دارد هم تمام ملاک النهی وجود دارد اما در باب تعارض ولو این که متعارضین تعارضان به عموم و خصوص من وجه باشد.

یعنی تنها تعارضشان متمرکز در مادۀ اجتماعشان است اما در مادۀ افتراق هیچگونه تعارضی بینشان نیست؛ اما در همان مادۀ اجتماع در باب متعارضین معنی تعارض این است که یک ملاک بیشتر نیست منتهی آن ملاک کدام است؟ آن ملاک برای ما روشن نیست، معنای تعارض همین است که می دانیم در این مادۀ اجتماع که یکی از این دو حکم متعارض وجود دارد، اما آن ملاک کدام است؟ آن برای ما مشخص نیست، مثل این که در«اکرم العلماء و لا تکرم الفسّاق» که نسبتشان عموم و خصوص من وجه است و ما با اینها معاملۀ تعارض می کنیم این معنایش این است که در مورد عالم فاسق، اکرم العلما می گوید: «یجب اکرام العالم» و«لا تکرم الفساق» می گوید حرام است اکرام آن. ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه