سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 523

صفحه 523

حرکت - این معنای حرکتی که ذکر می کنیم که در مقابل سکون، کلمۀ حرکت را می آوریم، نیست - یک معنای دقیق تری دارد که در حقیقت ناظر به تداوم و استمرار آن مقوله است مثل آن حرکتهایی که در باب فلسفه مطرح است، البته نه به آن دقت و به آن خصوصیّت مثل حرکت جوهری مرحوم صدر المتألهین که آن دیگر یک حرکت محسوس مشاهدی نیست، این حرکتی که ایشان ذکر می کند، یک معنایی است که با سکون به نظر ما هم حرکت تطبیق می کند؛ یعنی تداوم یک مقوله، استمرار یک مقوله، بقاء یک مقوله، می فرماید: حرکت در هر مقوله ای، عین همان مقوله است. اصلا یک چیزی غیر از آن مقوله، نیست. نه عنوان ذاتی آن مقوله و نه به عنوان عرضی آن مقوله، برای این که اگر حرکت در هر مقوله ای، عین آن مقوله نباشد و با خود آن مقوله عینیّت نداشته باشد، باید یا بگوییم:

این حرکت که مشترک بین مقولات هست؛ یعنی هم در مقولۀ وضع، حرکت تحقق دارد و هم در مقولۀ أین و هم در سایر مقولات، عنوان حرکت مطرح است.

احتمالات ثلاث در معنای حرکت در مقولات نه گانه

در حرکت در تمامی این مقولات، سه احتمال وجود دارد: یک احتمال این است که بگوییم: این حرکت«لیس شیئا وراء نفس هذه المقوله» حرکت وضع؛ یعنی خود وضع، اصلا چیزی غیر از وضع نیست، ایشان می گوید: ما این را ادعا می کنیم. اما اگر از این احتمال گذشتیم، دو احتمال دیگر این است که حرکت هر مقوله ای را جزء آن مقوله به حساب بیاوریم. اگر جزء شد، با توجه به این که تمام مقولات در حرکت مشترک هستند، معنایش این می شود که در یک جزء اشتراک دارند و اگر اشتراک در جزء مطرح شد، معنایش این است که مافوق این مقولات، یک قدر مشترکی به نام حرکت تصور کنیم. در حالی که گفتیم معنای مقوله این است که مافوق این مقولات، دیگر هیچ چیزی وجود ندارد.

آخرین حد و آخرین نقطه، عبارت از نفس این مقولات است. پس اگر حرکت که مشترک بین مقولات است بخواهد جزء این مقولات باشد، معنایش این است که برای مقولات، مافوق درست کردیم و اگر بگویید: نه، یک احتمال سومی وجود دارد.

احتمال سوم این است که حرکت، به عنوان عرض، عارض این مقولات شود، این امر مشترک در رابطۀ با جزء ذاتی این مقولات نباشد، در رابطۀ با یک امر خارج به نام عرض، یعنی این مقولات نه گانه در یک امر عرضی به نام حرکت، اشتراک داشته باشند. می فرماید: تالی فاسدش این است، خود این مقولات عرضیّه، عرض هستند. عرض، نیاز به یک معروض جوهری دارد. وقتی که می گویید:

«الجسم له البیاض، معروض للبیاض» جسم یک جوهر است، عرض، متقوم به وجود جوهر و به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه