سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 526

صفحه 526

تردیدی در آن نیست. می فرمایند: روی مبنای من همین طور است، ولو این که به آن وضوح نیست.

لکن روی مبنای من که رکوع را عبارت از فعل رکوع می دانم، می فرماید: فعل رکوع، عبارت از آن عملها و حالتهای متلاصق پشت سر هم، کسی که می خواهد رکوع کند، سرش را پایین می اندازد، کمرش را خم می کند و این مسائلی که به عنوان فعل رکوع و به عنوان ایجاد رکوع دخالت دارد، اینها همه برگشت به یک حالت مخصوص می کند، این حالتهای متلاصق چسبیدۀ به هم، از آن تعبیر به فعل رکوع می شود، اگر به کسی گفتند: «إرکع» معنایش این است که مثلا سرت را زیر بینداز، کمرت را خم کن، مثلا دستها را روی زانو قرار بده، از نفس این اعمال و افعال متلاصقه، تعبیر به رکوع می کنیم، این از چه مقوله ای است؟ اینها همه از مقولۀ وضع است که انسان سرش را مثلا پایین بیندازد، همین پایین انداختن سر، نه آن حالت حاصلۀ از این اعمال که صاحب جواهر ذکر می کند، نفس خود همین معنا، می فرمایند: از مقولۀ وضع است، لذا اختلاف در حقیقت رکوع و سجود، هیچ ضربه ای به این معنا نمی زند که«علی کلا القولین» و«علی کلا التقدیرین» ما رکوع و سجود را از مقولۀ وضع بدانیم.

در غصب می فرماید: غصب، از مقولۀ أین است. چرا؟ برای این که غصب، به معنی شاغلیّت است، به معنی کون در مکان مغصوب است. این شاغلیّت و این کون، از آن تعبیر به غصب می شود و این هم از مقولۀ أین است که عبارت از«کون الشیء فی مکان کذا و شغل الشیء لمکان کذا»، این مکان کذا چون مال غیر است، این«شغل الشیء لمکان الغیر و الکون فی مکان الغیر» از آن تعبیر به غصب می شود. پس ما بگوییم: ماهیّت غصب و حقیقت غصب، عبارت از مقولۀ أین خواهد بود.

حالا این دو که روشن شد، می فرماید: در مقدّمۀ سوّم از مقدّمات بحث گفتیم: همان طوری که مقولات، بساطت دارد و بینشان مغایرت هست، در مقدّمۀ سوّم این مطلب را ذکر کردیم که حرکت در هر مقوله ای، عینیّت دارد با آن مقوله. نه مسأله جزئیّت مطرح است و نه مسأله عرضیّت مطرح است، بلکه حرکت در هر مقوله ای، عین همان مقوله است، بدون هیچ گونه اختلاف، حتّی در جزء و کل بودن.

بعد ایشان می فرماید: روی این مقدّمه، باید این طور بگوییم: اگر خود صلاه، از مقولۀ وضع شد، فلا محاله حرکت صلاتی روی قاعدۀ عینیّت هم از مقولۀ وضع خواهد بود و معنی حرکت صلاتی، عبارت از این حرکتهای محسوس و مشاهد نیست، مقصود از حرکت صلاتی، همان طور که قبلا هم اشاره کردم، حالت تداوم صلاتی است که حتّی با سکون هم می سازد، اگر کسی در حال صلاه ایستاده، نه حرکتی دارد و نه حرفی می زند ولو در یک لحظه، این طور نیست که آن لحظه را از حرکت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه