سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 536

صفحه 536

درس قبل نگفتیم که ملکیّت، یک امر اعتباری است، بالاتر از ملکیّت، زوجیّتی که هفتاد سال ادامه پیدا می کند، این همه آثار و ثمرات بر آن مترتب است، زندگی و حیات یک انسان به ارتباط و اتّصال با این زوجیّت دارد، این خودش«امر اعتباری». «کون زید زوجا لهند امر اعتباری و کون هند زوجه لزید امر اعتباری». پس«مال النفس و مال الغیر» هر دو امر اعتباری است، آنجایی که شارع، اضافۀ مال را به انسان تأیید کرده باشد و صحّه گذاشته باشد، «یقال انّه مال النفس» آنجائی که ارتباطش را به انسان، صحّه نگذاشته و بلکه اضافه اش را به غیر، تأیید کرده، به این می گویند: مال الغیر.

خود«مال الغیر» بودن، یک واقعیّتی نیست، یک امر اعتباری است، آن وقت چگونه می توانیم اینجایی که دو جهت اعتباری در آن وجود دارد: یکی نفس عنوان تصرّف که موضوع دلیل حرمت و متعلق در حکم به حرمت است و یکی«التصرّف فی مال الغیر» که«اضافه المال الی الغیر کاضافه المال الی النفس، کلاهما امران اعتباریّان» و شارع اعتبار کرده در عالم اعتبار شرعی، شارع تأیید کرده که«هذا مال زید و ذاک مال عمرو». آن وقت دو مطلب اعتباری را بیاوریم و برایش مقوله درست کنیم، بگوییم: در باب محرم و در باب امر و نهی، در باب صلاه در دار غصبی، غصب از مقولۀ أین است، غصب کجا؟ تصرّف را باید بگویید، تصرّف هم امر انتزاعی است، آنهم در تصرّف مال غیر است، مال غیر هم امر اعتباری است، اینهایی که سر تا پا اعتباری است، چطور شما او را می آورید داخل در مقولات می کنید. در نتیجه نه در باب صلاه، می توانید یک مقوله ای به نام مقولۀ وضع درست کنید و نه در باب غصب، می توانید یک مقوله ای به نام مقولۀ أین درست کنید و بعد بگویید:

این دو مقوله، متباین و متغایر است و حرکت در هر مقوله ای عینیّت با آن مقوله دارد، لذا هم اجتماع امر و نهی درست می شود و هم مسألۀ صحّت در دار غصبی، با این راهی که مطابق با واقع است، مطابق با ادلّه است، وقتی که ملاحظه می کنیم، اصلا پای مقوله مطرح نیست تا نوبت این حرفها برسد. بله، اینجا یک مطلب دیگری هم هست. ممکن است کسی این طور بگوید: ما صلاه را به این عنوان مطرح نمی کنیم که بگویید: صلاه، واحد اعتباری است، امّا قبول دارید که رکوع و سجود، دو جزء برای نمازند، آنهم جزء رکنی، تردیدی نیست و قبول دارید که صلاه، اقل و اکثر ارتباطی است، بین اجزائش ارتباط وجود دارد، اگر یک جزئش فاسد شد و آنهم جزء رکنی، این سبب می شود که کلّ صلاه، اتّصاف به بطلان و به عدم صحّت پیدا کند.

عدم اندراج صلاه و غصب تحت مقولات نه گانه

کسی بگوید: ما دفاعا عن المحقق النائینی«اعلی الله مقامه الشریف» عنوان صلاه را کنار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه