سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 6 صفحه 543

صفحه 543

در مسأله غصب«نفس ماهیه الغصب» که انسان را از خدا دور نمی کند. وجود ذهنی ماهیت غصب هم انسان را از خدا دور نمی کند. ما که دائم کلمۀ غصب را استعمال می کنیم و شما که کلمۀ غصب را از من استماع می کنید، شما ماهیت غصب را تصور می کنید. نمی شود من بدون تصور ماهیت غصب، لفظ غصب را استعمال کنم و نمی شود شما با شنیدن لفظ غصب، ماهیت غصب را تصور نکنید. تصور یعنی وجود ذهنی، آیا این وجود ذهنی غصب که ملازم با استعمال و ملازم با استماع کلمۀ غصب است، هیچ معنا دارد که انسان را از ساحت خداوند دور کند و اتصاف به مبعدیت داشته باشد؟ نه، مبعدیّت شأن غصب خارجی است، ماهیت غصب اگر در خارج وجود پیدا کرد، این وجود خارجی غصب«یبعّد الغاصب عن ساحت المولی» غاصب را از ساحت مولا دور می کند.

پس ایشان می فرماید: ضمن این که عناوین و مفاهیم متعلق امر و نهی، هیچ ارتباطی با هم ندارند و هر دو«قبل الوجود» مطرح هستند، اما دو عنوان دیگر به نام مبعدیت و مقربیت وجود دارد که موضوعشان ماهیت نیست. موضوع آن دو، وجود ذهنی ماهیت نیست. بلکه وجود خارجی ماهیت است. حالا که این طور شد، آیا صلاه در دار غصبی که مادۀ اجتماع این دو عنوان است، این دو وجود است یا یک وجود است؟ از نظر وجود خارجی، این صلاه چون در دار غصبی وجود پیدا کرده است، ما الان دو موجود فی الخارج داریم و دو وجود خارجی داریم یا یک وجود خارجی بیشتر تصور نمی شود؟ در عالم عنوان، تعدد است. در عالم مفهوم، تکثر است. در عالم تعلق امر و نهی، تغایر وجود دارد. اما در ظرف مبعدیّت و مقربیت، «لیس الا وجود واحد».

وقتی که وجود واحد شد، ایشان می فرماید: دیگر نمی توانیم تصور کنیم که وجود واحد، هم مقرب باشد و هم مبعد باشد. «مع کونه شیئا واحدا، مع کونه وجودا واحدا» هم عنوان مقربیت و هم عنوان مبعدیت داشته باشد، این قابل اجتماع نیست. لذا با این که در مرحلۀ تعلق حکم اجتماع امر و نهی روی صلاه و غصب، خیلی مثلا واضح است اما در مقام پیاده شدن، در مقام مقربیّت و مبعدیت، لا یعقل که یک شیء هم مقرب باشد و هم مبعد در حالی که در صحت عبادت، معتبر است که این وجود، «بما انّه وجود» مقرب باشد و صلاحیت مقربیت در آن تحقق داشته باشد.

لذا ایشان می فرماید: صلاه در دار غصبی را به عنوان عبادت که نیاز به صلاحیت مقربیت دارد، نمی توانیم تصحیحش کنیم. در حالی که در عالم تعلق امر و نهی، هیچ گونه مسأله ای و هیچ گونه اشکالی در کار نیست. لذا ایشان با این که قائل به جواز اجتماع امر و نهی بودند، مع ذلک صلاه در دار غصبی را روی این ملاک، محکوم به بطلان می دانستند. این بیان ایشان که مکرّر هم در فقه اشاره می کردند که در آن تقریرات فقهی صلاتی ایشان و من هم ضبط کردم. اما این بیان با این که از نظر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه